گردو
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
اپرا گِیل وینفری
 
اپرا گِیل وینفری
نام : اپرا گیل وینفری
 
زادروز: ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ (۵۸ سال) ‎۹ بهمن ۱۳۳۲
 
محل تولد: میسیسیپی، ایالات متحده آمریکا
 
محل زندگی: شیکاگو، ایلینوی، ایالات متحده آمریکا
 
لقب: ملکهٔ میزگرد روزها
 
شریک زندگی: استدمن گراهام
 
وبگاه: www.oprah.com
 
اپرا گِیل وینفری (به انگلیسی: Orpah Gail Winfrey) (زادهٔ ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در می‌سی‌سی‌پی) تهیه کننده، بازیگر، مجری، خیرخواه و از مشهورترین و مطرح‌ترین مجریهای تلویزیونی آمریکا و جهان است.
 
اپرا وینفری به عنوان ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم رتبه بندی شده‌است. او فعالیت‌های زیادی در زمینه‌های مختلف انسان دوستانه انجام داده و بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ آمریکا به‌شمار می‌رود. او برای مدتی، تنها میلیاردر سیاهپوست جهان بوده‌است  و بر اساس برخی ارزیابی‌ها، با نفوذترین زن در جهان محسوب می‌شود. وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند.
 
او تا کنون در کارهای فراوانی فعالیت داشته‌است اما مهم‌ترین کار وی برنامهٔ تلویزیونی «اپرا» است. این برنامه بالاترین در نوع خود در تاریخ شناخته شده است که از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱ پخش می‌شد.
 
محتویات 
۱ زندگی
۲ آغاز فعالیت
۳ برنامه تلویزیونی اپرا
۴ شبکه OWN
۵ فعالیت‌های نیکوکاری
۶ تاثیرات
۷ جستارهای وابسته
۸ پانویس
۹ منابع
 
زندگی
 
اپرا وینفری در ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در می‌سی‌سی‌پی، از مادری نوجوان به دنیا آمد. مادرش ورنیتا لی ۱۸ ساله خدمتکار بود. پدرش ورنن وینفری ۲۰ ساله در ارتش خدمت می‌کرد. تا ۶ سالگی نزد مادربزرگش در روستایی در می‌سی‌سی‌پی زندگی کرد. با کمک مادربزرگ توانست در کودکی خواندن و نوشتن را بیاموزد او در ۳ سالگی انجیل و سرودهای مذهبی در کلیسا را از حفظ می‌خواند.
 
۶ تا ۱۲ سالگی را با مادرش در میلواکی گذراند. ۹ ساله بود که مردی از اقوام به او تجاوز کرد و مدتی بعد هم مورد آزار جنسی دوست مادر و اقوام دیگر قرار گرفت. هر چند از درون رنج می‌برد اما هرگر این مسائل را باکسی در میان نگذاشت. مادرش تصمیم داشت او را به کانون اصلاح و تربیت بفرستد، ولی شانس با اوپرا یار نبود و ظرفیت مدرسه تکمیل بود. دیگر راهی نبود جز اینکه با پدرش زندگی کند. به همین دلیل در سال ۱۹۷۱ نزد پدرش در نشویل رفت.
 
او در سال ۱۹۶۷ از خانه گریخت. در سال ۱۹۶۸ در پی آزارهای جنسی در ۱۴ سالگی باردار شد ولی بچه خود را از دست داد و پسری مرده به دنیا آورد. مرگ فرزند برای او ضربه سختی بود ولی با خود عهد کرد که زندگی‌اش را تغییر دهد. پدر هم تصمیم گرفت با انضباط و سخت گیری به او کمک کند تا بتواند زندگی‌اش را دگرگون کند. او تحصیلاتش را ادامه داد و پدرش او را تشویق می‌کرد که همیشه بهترین باشد. اوپرا مجبور بود هفته‌ای یک کتاب بخواند و مطلبی درباره آن بنویسد.
 
در ۱۷ سالگی گزارشگر رادیو نشویل شد. برای اینکه بتواند به کار در رادیو وتلوزیون ادامه دهد، برای تحصیل به دانشگاه تنسی رفت و در رشته هنرهای نمایشی و ارتباط کلامی مشغول به تحصیل شد و همزمان، به طور نیمه وقت در رادیو محلی مشغول به کار شد.
 
آغاز فعالیت 
 
در همان نخستین سال تحصیل در دانشگاه دو جایزه برای دو نمایش به او تعلق گرفت. در ۱۹۷۶ مجری خبر تلویزیونی در بالتیمور شد. در ۱۹۷۸ علاوه بر گزارشگری و گویندگی به اجرای یک برنامه تلویزیونی هم پرداخت که بسیار موفقیت‌آمیز بود. سپس در ۱۹۸۳ به اجرای برنامه صبحگاهی ای ام شیکاگو پرداخت. این برنامه با برنامه پرطرفدار دانا هیو رقابت می‌کرد و در ظرف کمتر از یک سال به یکی از پرطرفدارترین برنامه‌ها تبدیل شد. این برنامه پس از گسترش در سپتامبر ۱۹۸۵ به «شوی اپرا وینفری» تغییر نام داد.
 
او در همان سال ۱۹۸۵ در فیلم رنگ ارغوان که بر اساس رمان الیس واکر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ ساخته می‌شد بازی کرد و برای بازی در نقش مکمل فیلم، نامزد جایزه اسکار شد و همچنین از او برای بازی در فیلم پسر بومی قدردانی شد.
 
در سال ۱۹۸۶ نخستین برنامه اپرا به صورت سراسری در آمریکا پخش شد.
 
برنامه تلویزیونی اپرا 
نوشتار اصلی: اپرا (شو)
شوی تلویزیونی اپرا از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱ به مدت ۲۵ سال پخش شد و در سال‌های آخر در ۱۴۵ کشور جهان پخش می‌شد. این برنامه تغییرات بنیادینی در ژانر گفت‌وگوهای تلویزیونی ایجاد کرد و سبب شد که وینفری یکی از اثرگذارترین زنان در آمریکا و نیز ثروتمندترین زن سیاهپوست در جهان شود.
 
به گفتهٔ خود اپرا، وقتی اولین برنامه‌اش را اجرا می‌کرد، فقط خوشحال بود که در تلویزیون برنامه دارد. در سال ۱۹۸۶ پس از کمتر از یک سال نخستین برنامه «اپرا» به صورت سراسری در آمریکا پخش شد و به زودی برنامهٔ اپرا به موفق‌ترین برنامهٔ میزگرد تلویزیونی تبدیل شد.
 
اپرا می‌گوید:
 
در ابتدا هدفم از اجرای این برنامه این بود که به وسیله رسانه تلویزیون بتوانم مردم را تشویق کنم به آنها روحیه داده و سطح آگاهی آنها را بالا ببرم اما اکنون ماموریتم این است که زندگی دیگران را دگرگون کنم و به آنها کمک کنم تا خودشان را جور دیگر ببینند و برای آنها شادی و رضایت خاطر به ارمغان آورم.
شوی اپرا وینفری در کمتر از یک سال به یک برنامه سراسری، زنده و درجه یک تبدیل شد. در ژانویه ۱۹۸۷ سه جایزه امی به او تعلق گرفت. جایزه بهترین اجرا، کارگردانی و برنامه گفتگو. سال بعد دوباره این موفقیت تکرار و جایزه گوینده سال به اپرا اهدا شد. او در میان تمام زنانی که تا آن تاریخ آن جایزه را دریافت کرده بودند از همه جوان‌تر بود. تاکنون ۳۴ جایزه امی به اپرا اهدا شده علاقه او به بازیگری او را تشویق کرد که در سال ۱۹۸۶ موسسه فرهنگی هنری هارپو را تاسیس کند. هارپو یکی از بزرگترین تولید کنندگان برنامه‌های تلویزیونی است. در سال ۱۹۸۸ جایزه موفقیت در زندگی به او اهدا گردید.
 
وینفری که در کودکی و نوجوانی زندگی تلخ و سختی را پشت سر گذاشته است و از پیشکسوت‌های برنامه‌های اعترافی به‌شمار می‌آید. برنامه‌هایی که در آن مصاحبه شوندگان با صداقت تمام از تجربیات زندگی خود حرف می‌زنند. او از کسانی بود که مسائل تلخ اجتماعی همچون افسردگی و سوءاستفاده از کودکان را در برنامه‌اش مطرح کرد. علاوه بر این «برنامه اپرا وینفری» محل حضور افراد مشهور و سیاستمداران صاحب‌نام بود، حتی گاهی در این برنامه‌ها٬ ستاره‌ها و سیاستمداران از اشتباهاتی که مرتکب شده بودند از بینندگان عذرخواهی کردند.
 
 
 
اپرا وینفری در کنار باراک و میشل اوباما در دسامبر ۲۰۰۷. او در انتخابات سال ۲۰۰۸ ریاست جمهوری آمریکا از باراک اوباما حمایت کرد و این در موفقیت او بی‌تاثیر نبود.
او با نام ملکه میزگرد روزها مشهور شد. و با اجرای برنامه‌های رده بالا از جمله تهیهٔ فیلم موزیکال رنگ بنفش و برنامهٔ دکتر فیل و ریچل ری بیش از ۲۶۰ میلیون دلار درامد کسب کرد.
 
در یکی از برنامه‌های سال ۲۰۰۴، وینفری به تمام ۲۷۶ مخاطب حاضر در سالن یک اتوموبیل هدیه کرد. همچنین در بیست و پنجمین و آخرین سری برنامهٔ خود، روی صحنه با جان تراولتا رقصید و تمام حاضران در آن برنامه را به سفر به استرالیا مهمان کرد. از دیگر لحظه‌های به یاد ماندنی در این سری برنامه‌ها، گفت‌وگوی او با باراک و میشل اوباما، جورج بوش، رییس جمهور سابق آمریکا و خانواده مایکل جکسون بود.
 
آخرین برنامه اپرا وینفری، پس از ۲۵ سال کار مداوم، روز چهارشنبه ۲۵ مه ۲۰۱۱ پخش شد. در آخرین برنامه که در مقابل چشم ۱۳۰۰ نفر برگزار شد، بخش‌هایی از سخنان تام کروز، آرتا فرانکلین، تام هنکس و استیوی واندر درباره اپرا وینفری پخش شد.
 
او در آخرین برنامه شوی خود در اواخر برنامه یک ساعته‌ای که اجرا کرد به ریشه خودش و زندگی در می‌سی‌سی‌پی اشاره کرد و گفت:
 
اتفاقی نیست که دختر تنهای کوچکی که محبتی ندید، حتی بااینکه والدین و پدربزرگ و مادربزرگش تمام تلاش خود را کردند...اتفاقی نیست که من وقتی بزرگ شدم مورد محبت، مهربانی، اعتماد و تائید میلیون‌ها نفر از سراسر جهان قرار بگیرم.
 
شبکه OWN 
 
اپرا وینفری در نوامبر سال ۲۰۰۹ اعلام کرد برنامه‌اش پس از ۲۵ سال پایان می‌یابد. او چند سال بر روی برپایی شبکه خودش متمرکز بود، این شبکه در ماه ژانویه ۲۰۱۱ راه‌اندازی شد. این شبکه بیست و چهارساعته به پخش برنامه‌هایی در حوزه سبک زندگی می‌پردازد.
 
این شبکه که OWN، یا شبکه اپرا وینفری نام دارد، حاصل سرمایه‌گذاری مشترک با شبکه دیسکاوری است.
 
فعالیت‌های نیکوکاری
 
خاطرات آزارهای جنسی دوران کودکی اپرا را برانگیخت که از ۱۹۹۱ قبل از اینکه کمیسیون قضایی سنای امریکا قانون حمایت کودکان را تصویب کند برای ایجاد پایگاه اطلاعاتی از محکومان آزارهای جنسی کودکان شروع به فعالیت کند.
 
او همچنین با پخش برنامه زنده‌ای به نام «باشگاه کتابخوانان» یا «باشگاه کتاب اپرا» به صنعت چاپ و نشر هم خدمت کرده است. معرفی هر کتاب در این برنامه با تضمین فروش بالا روبه‌رو بوده‌است. این باشگاه تقریبا دو میلیون نفر عضو دارد. در سال ۱۹۹۹ بنیاد ملی کتاب برای قدردانی از او مدال طلا به او اهدا کرد اما او تصمیم گرفت که باشگاه را تعطیل کند با این فرض که یافتن کتاب جذاب کار مشکلی است. چند سال بعد از تعطیلی باشگاه بیش از ۱۰۰ نویسنده از جمله جومپا لاهیری و جین اسمایلی در نامه‌ای سر گشاده از او خواستند تا بار دیگر کتاب‌های معاصر را در برنامه تلویزیونی خود معرفی کند تا از افت فروش کتاب‌ها جلوگیری شود. اپرا در مصاحبه‌ای اعلام کرد که تصمیم گرفته در دوره جدید برنامه به معرفی کتاب‌های غیر داستانی بپردازد و در نهایت با معرفی رمان کلاسیک آناکارنینا اثر تولستوی در برنامه‌اش به عنوان بهترین عاشقانه‌های تاریخ این رمان را به صدر پرفروشترین رمان سال رساند.
 
اپرا همچنین در شبکه‌ای مختص زنان (oxygen media) فعالیت هنری دارد وی در سال ۲۰۰۰ در شبکه operaangel جایزه ۱۰۰ هزار دلاری برای افرادی که زندگی خود را صرف بهبود زندگی دیگران می‌کنند اختصاص داد. اپرا با اهدای ۱۰ میلیون دلار به ساخت مدرسه‌ای کمک کرد این مدرسه در مرتون انگلیس می‌باشد و مدرسه مختص به افرادی است که استطاعت مالی ندارند.
 
موسسه خیریه اپرا با هدف توانمندسازی آموزش و تامین سلامت و رفاه زنان و کودکان فقیر در سراسر دنیا تاسیس شده‌است. این موسسه خیریه به مواردی از این دست می‌پردازد:
 
۱. میلیون‌ها دلار صرف بهبود آموزش دانش‌آموزان
 
۲. اعطای بورس تحصیلی
 
۳. تلاش‌های بشر دوستانه
 
۴. اهدا و تامین غذا، لباس، کفش، لوازم‌التحریر، اسباب بازی و کتاب به بچه‌های آفریقایی او به این منظور در دسامبر ۲۰۰۲ به آفریقا رفت
 
۵. اهدای مدرسه نظامی برای دختران
 
۵. تاسیس مدرسه برای دختران در آفریقای جنوبی
 
تاثیرات 
 
خانهٔ عظیم اپرا وینفری در موناسیتای کالیفرنیا
اپرا وینفری به عنوان یکی از اثرگذارترین زنان جهان شناخته می‌شود و برخی ارزیابی‌ها او را با نفوذترین زن در جهان شمرده‌اند. مجله تایم اپرا وینفری را یکی از ۱۰۰ شخصیت بانفوذ قرن بیستم معرفی کرده است. وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند. وی محبوب‌ترین شخصیت تلویزیونی آمریکا و یکی از ثروتمندترین تهیه کنندگان است.
 
اپرا درآمدی افسانه‌ای داشته و ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم است.او اولین بیلیونر سیاهپوست در جهان است. ثروت اپرا ۲/۴ میلیارد دلار است. درآمد او در سال ۲۰۱۰ میلادی ۳۱۵ میلیون دلار بوده‌است و این بیشترین درامد در بین برنامه‌های تلویزیونی امریکایی به نقل از مجلهٔ فوربس است.
 
به گفتهٔ مجلهٔ بیزنس ویک (Business Week) اپرا بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ کشور آمریکا است.او در فعالیت‌های بشر دوستانه متعدد و گسترده‌ای مشارکت دارد.

 


وین دیزل
  • بازدید : (162)

 ون دیزل

Vin Diesel
 
نام اصلی: مارک سینکلر وینسنت
 
زمینه فعالیت: بازیگری, فیلمنامه نویسی و تهیه کنندگی
 
ملیت: آمریکایی
 
تولد: ۱۸ ژوئیهٔ ۱۹۶۷(۱۹۶۷-07-۱۸) ‏(۴۳ سال)
 
محل تولد :نیویورک سیتی، ایالت نیویورک
 
والدین: پالوما خیمنز
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۹۰ — کنون
 
ون دیزل (به انگلیسی: Vin Diesel) با نام اصلی Mark Sinclair Vincent (زاده ۱۸ ژوئیه ۱۹۶۷) بازیگر، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده آمریکایی است .
 
معروف‌ترین فیلم‌های او سریع و خشمگین و سه ایکس است
 
او موسس کمپانی تولیدی One Race Films است[۱].
 
مادر او یک روانشناس و ستاره شناس ایتالییایی-یهودی و پدرخوانده اش در ساخت خانه‌های هنرمندان در روستای Greenwich نیویورک بود، او هرگز پدر زیست شناسش را نشناخت. دوره پیشرفت زندگی وین از زمان کار کردن با کمپانی New York repertory شروع شد. در 17 سالگی او به ورزش و بدنسازی پرداخت و پس برای اینکه درآمد بیشتری بدست بیاورد نگهبان کلوپ‌های معروف شهر شد، و در این زمان بود که او نام خود را به Vin Diesel (وین دیزل) تغییر داد. وی با فیلم سیاه مثل زغال در نقش یک قهرمان ترانس پا به عرصه ی سینما گذاشت.[۲].
 
اين قهرمان جديد اكشن سينما كه بسياري او را جانشين آرنولد شوارتزنگر مي*دانند، هجدهم ژولاي سال 1967 در شهر نيويورك به دنيا آمد. نام اصلي*اش مارك سينكلر وينسنت است و اين روزها با فيلم علمي تخيلي و ماجراجويانه «بابيلون آ.دي» دوباره مورد توجه دوستداران سينماي اكشن قرار گرفته است. ديزل كه سر تراشيده*اش وجه مشخصه سينمايي*اش است، علاقه به كار هنري را از پدرش آموخت كه در رشته تئاتر كار مي*كرد.
 
مادرش روان*شناس بود و دوست داشت فرزندش مهندس شود. كسي چيز زيادي از دوران كودكي، نوجواني و حتي جواني وين ديزل نمي*داند، زيرا وي در گفتگوهايش خيلي كم درباره اين دوران صحبت كرده است. بنا به دلايلي كه براي رسانه*هاي گروهي مشخص نيست، او ترجيح مي*دهد درباره گذشته غيرهنري*اش سكوت كند. با اين حال، همه مي*دانند كه وي سال 1994 از كالج اخراج شد، زيرا اصرار داشت كه فيلم «چند چهره*اي» را بسازد. اين فيلم يك كار كوتاه درباره بازيگر پرتلاشي بود كه مي*خواست موفقيت را تجربه كند. اين فيلم ساخته شد و سال 1995 در جشنواره بين*المللي فيلم كن به نمايش درآمد. استيون اسپيلبرگ كه آن سال مهمان كن بود، اين فيلم را ديد و پسنديد. توجه اين كارگردان سرشناس به فيلم ديزل باعث شد تا وي اين جوان پرانرژي را براي ايفاي يكي از نقش*هاي درام جنگي*اش «نجات سرباز رايان» (1998)* انتخاب كند. از همين جا فعاليت رسمي و حرفه*اي وين ديزل شروع شد. اين فيلم تعداد زيادي بازيگر جوان داشت و ديزل در آن نقش اول را نداشت. به اين ترتيب چهره او خيلي خوب در فيلم ديده نشد، ولي او توانست در كارهاي بعدي*اش موفقيت بيشتري را تجربه كند. با آن كه پدرش يك كمپاني كوچك تئاتري در برادوي داشت، ولي ديزل هيچ وقت با پدرش كارهاي تئاتري نكرد. از همان سن 17 سالگي بدن ورزيده*اي داشت و در كنار فوتبال، در رشته بدن*سازي هم فعال بود. نمي*خواست سربار خانواده باشد و همين باعث شد در همان دوران به دنبال كار بگردد و حرفه*هاي معمولي مختلفي را تجربه و كار كرد كه همه آنها براي كسب درآمد و گذران زندگي بود. در هاليوود به دنبال حرفه بازيگري رفت و در چند نمايش مستقل هم بازي كرد.
 
سال 1997 با سرمايه شخصي*اش اولين فيلم بلند حرفه*اي خود «استري*ها» را كارگرداني كرد. اين فيلم در جشنواره ساندنس پذيرفته شد و علي*رغم استقبال منتقدين، در نمايش عمومي (برخلاف تصور ديزل)* با موفقيت مالي روبرو نشد. اولين فيلم موفق ديزل در مقام بازيگر، اكشن «سه*ايكس» (2002)* است. پس از آن او در فيلم*هايي مثل «مرا مقصر پيدا كن»، «پاسي فير»، «جدا افتاده»،*«پيچ بلك» و «سريع و آتشي» ظاهر شده كه برخي از آنها كمدي و نوجوانانه بوده*اند. برادر دوقلويش پل ديزل تدوينگر سينماست. اين بازيگر عضلاني اكنون قسمت جديد فيلم* «سريع و آتشي» را آماده نمايش دارد. او در انيميشن جديد «راك فيش» هم به جاي يكي از كاراكترهاي اصلي صحبت مي*كند.
 
فیلم ها
 
سریع و خشمگین - (۲۰۰۱)
نجات سرباز رایان - (۱۹۹۸)
سریع و خشمگین۴ - (۲۰۰۹)
سریع ۵ - (۲۰۱۱)

کلینت ایستوود
   
 
بیوگرافی كلينت‌ ايستوود
 
کلینت ایستوود
   
 (كلينتون‌ ايستوود جي‌ آر) در 31 مي‌1930در بيمارستان‌ (سنت‌ ماري‌) سان‌ فرانسيسكو درايالت‌ (كاليفرنيا) چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌(كلينتون‌ ايستوور) و مادرش‌ (مارگارت‌ روت‌رانر) از تولد فرزندشان‌ خوشحال‌ شدند و طبق‌رسوم‌ خانوادگي‌ نام‌ پدر خانواده‌ بر روي‌ فرزندتازه‌ بدنيا آمده‌ گذاشتند. كلينت‌ فرزند اول‌خانواده‌ بود و سه‌ سال‌ بد دختري‌ با موهاي‌ بور وچشماني‌ آبي‌ پا به‌ عرصه‌ خانواده‌ (ايستوود)گذاشت‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ كلينت‌ صاحب‌ خواهري‌شد كه‌ نام‌ او را (جين‌ روت‌) نهادند.

گفتني‌ است‌ كه‌ در رگهاي‌ كلينت‌ خون‌اسكاتلندي‌ و هلندي‌ جريان‌ دارد. پدرش‌ هلندي‌تبار و مادرش‌ اسكاتلندي‌ بودند. كلينت‌ كه‌ عزيزدردانه‌ خانواده‌ بود به‌ بهترين‌ مدرسه‌سان‌فرانسيسكو فرستاده‌ شد. در مدرسه‌ واحدآموزش‌ بازيگري‌ داشت‌. (ديويدكهر) استاد وي‌شد و به‌ اين‌ ترتيب‌ كلينت‌ از همان‌ دوران‌ ابتدايي‌با بازيگري‌ آشنا شد. وي‌ علاقه‌ و استعدادي‌ كه‌داشت‌ در چند فيلم‌ وسريال‌ نقشي‌ كوچكي‌ ايفاكرد. او توانست‌ در فيلم‌ سواحل‌ سال‌فرانسيسكونقش‌ يك‌ بچه‌ كارگر را به‌ خوبي‌ اجرا كند. 
كلينت‌ نوجوان‌ هدف‌ بزرگي‌ را دنبال‌ مي‌كرد.او مي‌خواست‌ پا در عرصه‌ سينما بگذارد. لذاتصميم‌ گرفت‌ براي‌ تحصيل‌ در دبيرستان‌ راهي‌شهر هنر هفتم‌، لس‌ آنجلس‌ شود. پدرش‌ در يك‌آپارتمان‌ دانشجويي‌ براي‌ كلينت‌ اتاقي‌ اجاره‌كرد تا در لس‌آنجلس‌ به‌ راحتي‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ وهنر بازيگري‌ بپردازد. 
كلينت‌ با ورود به‌ مدرسه‌ هنر پيشگي‌ درلس‌آنجلس‌ تازه‌ متوجه‌ شد از اين‌ هنر چيزي‌نمي‌داند، اما نااميد نشد و با بازي‌ در چند تئاترخياباني‌ به‌ تجربياتش‌ افزود و چند نقش‌ كوچك‌ وپيش‌ پا افتاده‌ در فيلمهايي‌ چون‌ چراغ‌ و شهرآشوبگران‌ داشت‌. 
(كلينت‌ ايستوود) كارگردان‌ 74 ساله‌ سينما،مسن‌ترين‌ فيلمسازي‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ اسكارجايزه‌ بهترين‌ فيلم‌ را از آن‌ خود كرده‌ است‌. اين‌هنرپيشه‌ و بازيگر مطرح‌ دنياي‌ هاليوود از دوران‌جواني‌ تا به‌ امروز كه‌ پا به‌ ميان‌سالي‌ گذاشته‌ است‌،چه‌ در فيلم‌هاي‌ وسترن‌ و چه‌ با كارگرداني‌هاي‌خود، فردي‌ برجسته‌ بوده‌ و توجه‌ همگان‌ را به‌خود جلب‌ كرده‌ است‌، جوانان‌ ديروز نيز او را درفيلم‌ (خوب‌ بد زشت‌) تحسين‌ مي‌كنند. 
او تاكنون‌ چندين‌ بار به‌ عنوان‌ بهترين‌ هنرپيشه‌مرد نقش‌ اصلي‌ و بهترين‌ هنرپيشه‌ مرد نقش‌ مكمل‌جوايز زيادي‌ را دريافت‌ كرده‌ است‌. كلينت‌ايستوور هميشه‌ نقش‌ محوري‌ را در فيلمها داشته‌است‌ اما اكنون‌ غبار سفيد پيري‌ بر روي‌ موهاي‌اين‌ هنرپيشه‌ جوانان‌ پسند نشسته‌ اما ذره‌اي‌ ازجذابيت‌ چهره‌اش‌ كم‌ نشده‌ است‌. 
 
پس‌ از دهه‌ طلايي‌ هاليوود، تااواسط دهه‌1950، ايستوود در فيلم‌ معروف‌ و قابل‌ توجهي‌بازي‌ نكرده‌ بود. اولين‌ فيلم‌ ايستوور با نام‌ (رطيل‌)در سال‌ 1955 ساخته‌ شد و نقش‌ بسيار كمرنگي‌ رابر عهده‌ داشت‌. البته‌ بازي‌ در اين‌ فيلم‌ پس‌ از به‌اتمام‌ رسيدن‌ دوران‌ سربازي‌اش‌ بود. 
و در سال‌ 1951 وارد ارتش‌ شد. در آن‌ رازمان‌ جنگ‌ شبه‌جزيزه‌ كره‌ در اوج‌ خود بود لذاكلينت‌ از سوي‌ ارتش‌ آمريكا به‌ سواحل‌ مونتري‌كاليفرنيا فرستاده‌ شد تا آموزش‌ نظامي‌ ببيند. 
سپس‌ به‌ كره‌ رفت‌ تا در جنگ‌ شركت‌ كند.محيط خشك‌ نظامي‌ با روحيه‌ لطيف‌ و هنري‌كلينت‌ مغايرت‌ داشت‌، از اين‌ رو او دچارافسردگي‌ و اضطراب‌ شده‌ بود و مي‌خواست‌ هرچه‌ زودتر به‌ خانه‌اش‌ بازگردد. شانس‌ با او يار بودو فرمانده‌ گروه‌ نظامي‌ با مرخصي‌ او موافقت‌ كردو كلينت‌ به‌ آمريكا بازگشت‌. در آن‌ زمان‌خانواده‌اش‌ در سياتل‌ ساكن‌ بودند. اما از يك‌مرخصي‌ كوتاه‌ دوباره‌ به‌ ارتش‌ بازگشت‌ و اين‌ باردر آشتبار نيروي‌ دريايي‌ آمريكا مشغول‌ به‌ خدمت‌شد .او در دوران‌ خدمت‌ سربازي‌اش‌ با چندهنرپيشه‌ مطرح‌ آن‌ روزگار همچون‌ مارتين‌ ميلنر،ديويدجانسن‌ و ريچاردلانگ‌ آشنا شد. همين‌دوستي‌ سبب‌ كسب‌ تجربه‌ بيشتر براي‌ كلينت‌ بود. 
با به‌ پايان‌ رسيدن‌ دوران‌ سربازي‌، كلينت‌ به‌لس‌آنجلس‌ بازگشت‌ و در دانشگاه‌(لس‌آنجلس‌سيتي‌) در رشته‌ بازيگري‌ وكارگرداني‌ به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و مدرك‌ خود را بانمرات‌ عالي‌ دريافت‌ كرد. 
او تا زماني‌ كه‌ در سريال‌ تلويزيوني‌ rawhide در سالهاي‌ 1959 تا 66 بازي‌ نكرده‌ بودهمچنان‌ در گمنامي‌ بسر مي‌برد. 
كلينت‌ ايستوود شهرت‌ واقعي‌ خود را با بازي‌(فيلم‌ دروسترن‌هاي‌ اسپاگتي‌) بدست‌ آورد. 
(يك‌ مشت‌ دلار) در سال‌ 1964 و بخاطر(چند دلار بيشتر) در سال‌ 1965 و (خوب‌ بدزشت‌) به‌ سال‌ 1966 به‌ او شهرت‌ جهاني‌ بخشيداو در اين‌ فيلم‌ زياد حرف‌ نمي‌زد و چون‌ اسم‌خاصي‌ هم‌ نداشت‌ به‌ مردي‌ بدون‌ نام‌ يا
man with no name شهرت‌ پيدا كرد. 
او براي‌ شروع‌ كار با (پونيورسال‌ پيكچرز) قرارداد بست‌. 
(ايستوود) شخصيت‌ خود را در هاليوود فقطبه‌ عنوان‌ يك‌ كابوي‌ نگه‌ نداشت‌ او در سال‌1971 با بازي‌ در نقش‌ (هري‌ كثيف‌) ژانرجديدي‌ در فيلمهاي‌ پليسي‌ بنانهاد. شخصيت‌(هري‌ كثيف‌) پليسي‌ بود كه‌ براي‌ اجراي‌ قانون‌ ازكارهاي‌ غير قانوني‌ استفاده‌ كرد. 
    
    
ازدواج‌ ايستوود
    
او در آن‌ زمان‌ با (ركساناتويس‌) هنرپيشه‌زيبايي‌ هاليوود ازدواج‌ كرد و صاحب‌ فرزندي‌ به‌نام‌ (كيمبر) شد. اما اين‌ ازدواج‌ دوام‌ نيافت‌ و پس‌از جدايي‌، با (مگي‌ جانسون‌) آشنا شد و پيمان‌زندگي‌ مشترك‌ بست‌. دو فرزند به‌ نام‌هاي‌ (تايلي‌)و (آليسون‌) ثمره‌ اين‌ ازدواج‌ مي‌باشد. اما اين‌ازدواج‌ هم‌ مانند ديگر ازدواج‌هاي‌ هاليوودي‌دوام‌ نداشت‌ وي‌ پس‌ از جدايي‌ از (مگي‌جانسون‌)، دلباخته‌ (ديناريوز) شد و با وي‌ازدواج‌ كرد. كاترين‌ و اسكات‌ نيز ثمره‌ ازدواج‌ اوبا دينا مي‌باشد. در مورد وي‌ مي‌گويند: او تاكنون‌5 بار ازدواج‌ كرده‌ و از اين‌ ازدواجها 9 فرزنددارد. وي‌ در حال‌ حاضر با (ديناريور) زندگي‌مي‌كند و از داشتن‌ فرزندان‌ متعدد احساس‌رضايت‌ دارد. در ضمن‌ دو فرزند خوانده‌ به‌نامهاي‌ (فرانچسكا) و (مورگان‌) نيز دارد. وي‌چندي‌ پيش‌ براي‌ يافتن‌ يك‌ زندگي‌ آرام‌ و بدون‌هياهو مدتي‌ را به‌ دهكده‌ كوچكي‌ در اسكاتلندپناه‌ برد تا در آنجا بدور از زندگي‌ ماشيني‌ وفرزندان‌ متعددش‌ در آرامش‌ بسر برد.گرچه‌ بايدگفت‌: كلينت‌ از لحاظ مالي‌ همه‌ فرزندانش‌ راتامين‌ كرده‌ است‌ و براي‌ هر كدام‌ در بهترين‌منطقه‌ بورلي‌ هيلز و سانفرانسيسكو خانه‌اي‌ ويلايي‌خريداري‌ كرده‌ است‌. 
    
    
بزرگترين‌ موفقيت‌ ايستوور
    
بزرگترين‌ موفقيت‌ (كلينت‌ ايستوود) در جايگاه‌كارگرداني‌ رقم‌ خورد. وي‌ در سال‌ 1992 باساختن‌ فيلم‌ (نابخشوده‌) و در سال‌ 2004 با(عزيز ميليون‌ دلاري‌) هر بار موفق‌ شد جايزه‌اسكار بهترين‌ كارگردان‌ و بهترين‌ تهيه‌ كنندگي‌ رااز آن‌ خود كند. آكادمي‌ اسكار در سال‌ 1995 بادادن‌ اسكاري‌ ديگر به‌ او براي‌ كار تهيه‌ كنندگي‌ ازاو تشكر كرد.

حضور (ايستوود) در فيلمها به‌ 5 دهه‌ مي‌رسد.او در اين‌ مدت‌ يكي‌ از پركارترين‌ها بوده‌ است‌. 
گفتني‌ است‌ وي‌ 14 بار مسئوليت‌ كارگرداني‌،تهيه‌ كنندگي‌ و بازيگري‌ را در يك‌ فيلم‌ بطورهمزمان‌ انجام‌ داده‌ است‌. همچنين‌ يكي‌ ازموفقيتهاي‌ او هدايت‌ قطعه‌ موسيقي‌ Kellys hero بود. او حتي‌ مدتي‌ را به‌ خوانندگي‌پرداخت‌ و سپس‌ از سوي‌ مردم‌، شهردار (كارمل‌)در كاليفرنيا شد. او در يك‌ راي‌گيري‌ 72 درصدآراء را آورد و به‌ مدت‌ 2 سال‌ در مقام‌ شهردار به‌فعاليت‌ پرداخت‌. اما به‌ عقيده‌ خودش‌ دنياي‌سينما و هنر بازيگري‌ دلچسب‌تر از سياست‌مي‌باشد. از اين‌ رو خود را از سياست‌ دور كرد ودوباره‌ جذب‌ سينما شد. 
    
    
نكاتي‌ از زندگي‌ او 
    
كلينت‌ ايستوود با 5 بار انتخاب‌ شدن‌ به‌ عنوان‌محبوب‌ترين‌ بازيگربه‌ همراه‌ (برت‌ رينولدز)محبوب‌ترين‌ هنرپيشه‌ طول‌ تاريخ‌ است‌. 
- داشتن‌ جايگاه‌ دوم‌ در مجله‌ (امپايرانگليس‌) در بين‌ 100 ستاره‌ هاليوود. 
    در طول‌ بازي‌ در فيلمهاي‌ (خوب‌، بد، زشت‌،)و (سه‌ گانه‌ مردي‌ بدون‌ نام‌) كه‌ فيلمبرداي‌اش‌ 3سال‌ به‌ طول‌ انجاميد، حتي‌ يكبار هم‌ پالتوي‌ خودرا نشت‌. برگزيده‌ شدن‌ نشست‌. 
- از نام‌ او در ترانه‌ها و شوهاي‌ مختلف‌استفاده‌ شده‌ است‌. 
- وي‌ در سال‌ 2000 از سوي‌ انجمن‌ جان‌اف‌ كندي‌ مدال‌ افتخار دريافت‌ كرد. 
- برداشتهايش‌ به‌ ندرت‌ به‌ پيش‌ از سه‌برداشت‌ مي‌رسد 
- بزرگترين‌ درخت‌ (اكاليپتوس‌) قاره‌ آمريكادر زمين‌ محل‌ زندگي‌ او است‌. 
- مسن‌ترين‌ كارگرداني‌ است‌ كه‌ دو بار اسكارگرفته‌ است‌ اما براي‌ بازي‌ در حسرت‌ اسكار است‌.
- از فيلم‌هاي‌ معروف‌ وي‌ مي‌توان‌ به‌:فيلمهاي‌ هنگ‌ جانبازان‌، هيچ‌ وقت‌ خداحافظي‌نكن‌، فرار از آلكاتراز، جوكيد، كاديلاك‌ صورتي‌،نابخشوده‌، در خط آتش‌، جهان‌ كامل‌، قدرت‌مطلق‌، جنايت‌ واقعي‌، كابوهاي‌ فضايي‌، دخترميليون‌ دلاري‌ و....

لئوناردو دی کاپریو

 

 نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو

تاريخ تولد:۱۱ نوامبر1972
مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا
لئوناردو دی کاپریو ،پدیده چند سال اخیر هالیوود که به سرعت پله های شهرت و محبوبیت را راطی کرد ، در یازدهم نوامبر 1972 به دنیا آمد . او بازیگری را در سال 1991 و با حضور در فیلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فیلم  پویزن آیوی در سال 1993 ادامه داد و بعد از این دو نقش کوتاه بود که بخت به او روی کرد و هنگامی که برای بازی فیلم زندگی این پسر تست داد و توجه رابرت دنیرو جلب کرد و برای بازی در این فیلم انتخاب شد . به این ترتیب لئوناردو نه تنها نخستین نقش قابل توجهش را در فیلم مطرح بدست آورد بلکه این فرصت را هم پیدا کرد تا در برابر بازیگر محبوبش ، رابرت دنیرو قرارگرفته و از او بسیار بیاموزد . او بلافاصله بعد از این فیلم برای ایفای نقش برادر عقب افتاده جانی دپ در فیلم چه چیز گیلبرت را می خورد ؟  انتخاب شد لئو برای ایفای این نقش چهار روز خودش را دریک بیمارستان روانی زندانی کرد و تلاش زیادی برای اجرای بهتر آن انجام داد که حاصل بازی درخشانش نامزدی جایزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازیگر نقش مکمل بود. بسیاری این فیل را درخشانترین کار او در بین 13فیلمی که تا به حال بازی کرده می دانند .او پس این علیرغم اعتباری که نامزدی جایزه اسکار برایش به ارمغان آورده بود چند سالی در دوران افول را می گذراند و درچند فیلم بی ارزش و کم فروش ظاهر شد که در این تنها استثنا فیلم چابک دست مرده ساخته سم ریمی (1996) است . او در این فیلم نقش هفت تیر کش جوانی را در برابر شارون استون بازی می کند و در اواخر فیلم توسط پدرش که کلانتر است (جین هکمن) کشته می شود . شارون استون او را برای بازی در این فیلم پیشنهاد کرد و اولین رویکرد او به سینمای تجاری هالیوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار دیگر رابرت دنیرو به سراغ دیکاپریو می آید . اوکه تنها تهیه کننده فیلم اتاق ماروین است در آن بازی هم  می کند ، نقش یک جوان شرور و غیر قابل کنترل را به او پیشنهاد می کند این فیلم یکی ار کارهای قابل توجه لئو است که در برابر بزرگانی چون مریل استری ،دایان کیتون و دنیرو بازی درخشانی ارائه داد.
 
 
 
سرانجام در سال 1997 لئو دو بازی در دو فیلم رومئو و ژولیت شکسپیر و تایتانیک تبدیل به محبوبترین و گرانترین بازیگر جهان  می شود . رومئو و ژولیت اثر غیر متعارف و برداشتی پست مدرنیستی ازداستان معروف شکسپیر است که در یمن کارگردانی خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازی خوب لئوو کلر دنیز به موفقیت زیادی رسید. هنوز موج موفقیت این فیلم فروش نکرده بود که تایتانیک جیمز کامرون عالم سینما را زیر و رو کرد. لئو در کنار کیت وینسلت تصویر حماسه عظیم کامرون شد تا با استفاده از موفقیت فراوان هنری و تجاری فیلم به اوج برسد . دیگر تمام جهان لئو را می شناختند و تنها نام او کافی بود که میلیونها نفر را به سالن های سینما بکشد . پس از تایتانیک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فیلم مردی با نقاب آهنین اکران شد که فیلمی متوسط بود . دیکاپریو هم علی رغم بازی در دو نقش تقربیبا متضاد بازی متوسط داشت.
یکی از آخرین فیلم های دیکاپریو شهرت ساخته وودی آلن است. او در این فیلم نقش کوتاه یک بازیگر جوان و محبوب هالیوودی را دارد که به نوعی هجو خود اوست . به هر حال حتی با وجود شکست نسبی دو فیلم آخرش او هنوز در اوج است و تبدیل به اولین بازیگری شده است که دستمزدی بالای 20 میلیون دلار به او پیشنهاد شده است، آن هم با این سن و سال کم
 

لئوناردو ديکاپريو(جک) 

نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو 

قد: ۱۸۵ 

مليت:امريکايي 

تاريخ تولد:۱۱ نوامبر1972 

مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا 

نامزديهاي نافرجام:گيسله بانداچن(مدل برزيلي) 

کريستين زانگ(مدل بين سالهاي ۹۶ تا ۹۷) 

ونسا هايدن(مدل) 

پدر: جورج دي کاپريو(فروشنده کميک استريپ) 

مادر:ايرملين دي کاپريو(منشي دادگاه) 

خواهر: ادام(سابقا هنرپيشه بوده) 

نام مستعار: لئو 

شروع شهرتش: نقش توبي در زندگي اين پسر (سال ۱۹۹۳) 

در بين ساخت فيلم ساحل (۲۰۰۰) در سواحل تايلند لئوناردو و سايرين به همراه عوامل فيلمبرداري در کشتي در کشتي مشغول ساخت فيلم بودند که دچار موج سهمگيني شده و واژگون مي شوند مي شوند اين حادثه که در ??اپريل سال ???? هيچ يک از عوامل فيلم را دچار سانحه نکرد 

اولين نقطه شروع کار اجتماعي او واولين بازي که توسط اجتماع ديده شد براي يگهي شير بود 

مقام ۷۵را در لست صد ستاره هميشه سينما در تاريخ اکتبر ۹۷ از سوي مجله امپاير (چاپ انگلستان) به دست اورد. 

توسط مجله پيپل در سال ۹۷ به عنوان يکي از ۵۰ چهره زيباي جهان انتخاب شد. 

در مارچ ۱۹۹۸ به علت چاپ تصاوير نامناسب از او توسط خانمي مدل پايش به دادگاه کشيده شد 

نقش روبين در فيلم افسانه تخيلي بتمن و رابين به او پيشنهاد شده بود که انرا رد کرد 

پدرش فروشنده کتابهاي کميک بود. 

س از دعوايي که بين دي کاريو و نويسنده فيلم نامه اي به نام روجر ويلسون در گرفت. دادگاه دي کاپريو را به پرداخت به پرداخت ۴۵ ميليون دلار محکوم کرد 

قرار بود در فيلم دانشجوي هاروارد بازي کند اما اين فيلم کم بودجه از دادن دستمزد بسيار زياد او ناتوان بود بنابراين شخصي به نام ادريان گريند جايگزين وي شد. 

در ژانويه ۱۹۹۹ اجازه اين مطلب را گرفت تا استفاده از اسم او داراي حق کپي رايت شود. 

وقتي لئو در رحم مادرش بود مادر وي در مقابل يک تابلوي نقاشي از لئوناردو داوينچي بود که اين بچه شروع به لگد زدن مي کند اين نشانه اي شد تا مادرش نام لئوناردو را برايش انتخاب کند. 

پدرش يک ايتاليايي امريکايي بود مادرش الماني امريکايي است 

در دوران کودکي دوست و همبازي توبي مگواير(مردانکبوتي) و کريستو زپتي بود که پتي چندي پيش در گذشت. 

کودکي را در محله پست و ناجور گزراند. 

پدرش اندکي بعد از تولد او و مادرش را تنها گذاشت. 

دستمزد 

خاطرات بسکتبال سال ۹۵ مبلغ ۱ ميليون دلار 

تايتانيک سال ۹۷ مبلغ ۵/۲ ميليون دلار 

ساحل سال ۲۰۰۰ مبلغ ۲۰ ميليون دلار 

دارودسته هاي نيويورک سال ۲۰۰۲ مبلغ ۱۰ ميليون دلار به اضافه درصدي از فروش 

اگه مي توني منو بگير ۲۰۰۲ مبلغ ۲۰ ميليون دلار 

کيت وينسلت او گفته: دي کاپريو عين بچه هاست ولي تا با او صحبت نکنيد حس نمي کنيد بزرگ شده 

جمله معروف: مردم مي خواهند تو را ديوانه ببينند? انها نمي خواهند قهرمان مشاهده کنند? انچه انها مي خواهند سقوط توست. 

اولين فيلم: نقش جاش در کريترز۳ سال ۱۹۹۱ 

اخرين فيلم:پروژه هنوز نامگذاري نشده اسکندر(۲۰۰۵) 

از فيلم ها:گيلبريت گريپ چه خورد ؟ چابک دست مرده٬ مردي با نقاب اهنين٬ شهرت٬ رمئو ژوليت 

به ياد ماندنيترين نقش: نقش جک در تايتانيک مقابل کيت ينسلت (۱۹۹۷)

جان تراولتا
  • بازدید : (59)

 


نام: جان جوسف تراولتا

تاریخ تولد: 18 فوریه سال 1954(1954-02-18) (57 ساله)
محل تولد: Englewood، نیوجرسی، ایالات متحده
حرفه: بازیگر، خواننده، رقاص، تهیه کننده، نویسنده
همسر: کلی پرستون (1991- تا کنون)
فرزندان: جت تراولتا (متولد 1992 ، در سال 2009 درگذشت) ، الا بلو تراولا (متولد 2000) ، بنجامین تراولتا (متولد 2010)

بیوگرافی مختصر

جان تراولتا- -John Travolta شهرتش را با شخصیتی متکبر در سریال تلویزیونی "Welcome Back, Kotter" در سال 1975 و در نقش Vinnie Barbarino کسب کرد. در سال 1977، وی شهرت کوچک خود را با کاری بسیار موثر به نام Saturday Night Fever -در سال 1977- گسترش داد. در دهه 80، وی درگير نمايش‌ها و فيلم‌های ناچيز تلويزيونی بود؛ ولی در سال 1989 با فیلم Look Who's Talking دوباره راه افتاد. بعدها او موقعیت شغلی خود را با Pulp Fiction -فیلمی که در آن به خاطر نقشش نامزد جایزه اسکار شده بود- در سال 1994 نجات داد.


زندگینامه

وی یکی از 6 فرزند "هلن تراولتا" و "سالواتور تراولتا" است. فرزندان دیگر خانواده، "سام تراولتا"، "جویی تراولتا"، "الن تراولتا"، "اَن تراولتا"، و "مارگارت تراولتا" هستند. جان تراولتا در "Englewood" –نیوجرسی- بزرگ شد. پدرش در آنجا صاحب یک آپاراتی بود. جان در یک کار محلی به نام "Who'll Save the Plowboy?" حضور یافت. مادرش او را در یک مدرسه درام در نیوجرسی ثبت نام کرد؛ که در آنجا خوانندگی، رقاصی و بازیگری خواند. وی تصمیم گرفت تا این سه توانایی را با هم درآمیزد و هنرپیشه کمدی موزیکال شود. در 16 سالگی بهترین کارش را در یک برنامه موزیکال تابستانی به نام "Bye Bye Birdie" انجام داد. در 16 سالگی ترک تحصیل کرد و به نیویورک رفت و در آنجا در برنامه‌های تابستانی و آگهی‌های تبلیغاتی مشغول به کار شد. وقتی که دیگر در نیویورک وضع کار کساد شد، وی به هالیوود رفت و در نقش‌های کوچکی در چند مجموعه بازی کرد. در دهه 1950، نقشی در فيلم موزيكال «گريس» او را به نيويورك بازگرداند. اكران فيلم در نيويورک اولين ايفای نقش او در تئاتر را در سن 18 سالگي به همراه داشت. بعد از "Grease" وی یکی از اعضای گروه تئاتر Over Here –اینجا-شد، که خواهران اندروز نیز در آن بازی میکردند. بعد از گذشت 10 ماه در "Over Here" او تصمیم گرفت تا یک بار دیگر بازی در هالیوود را امتحان کند. هنگامی که به هالیوود بازگشت، برای گرفتن نقش در کارهای تلویزیونی بزرگ و پرطرفدار دچار مشکلاتی شد. او در "The Rookies" (سال 1972)، و "Emergency!" (سال 1972) و "Medical Center" (سال 1969) بازی کرد و نیز یک فیلم به نام , "The Devil's Rain" در سال 1975 ساخت که در نیو‌مکزیکو فیلمبرداری شده بود. هنگامی که از نیو‌مکزیکو به هالیوود بازگشته بود، برای تست یک مجموعه کمدی به نام "Welcome Back, Kotter" (سال 1975) فراخوانده شد. در این مجموعه وی نقش "وینی باربارینو" را بر عهده گرفت. این مجموعه در فصل زمستان در سال 1975 پخش شد.
بعد از فیلم Urban Cowboy، تراولتا در یک سری فیلم دیگر بازی کرد که کار بازیگری وی را خدشه دار کردند. از آن‌جمله می‌توان به "Perfect"، به همراه "جیمی لی کورتیس" و "Two of a Kind" -یک کمدی رمانتیک- که در کنار "الیویا نیوتون جان" بازی کرد، اشاره داشت. در آن زمان، به او برای نقش‌های اول فیلم‌هایی که در باکس آفیس گل کردند تعدادی پیشنهاد شد، ولی آنها را رد کرد که در آن بین ""American Gigolo و "An Officer and a Gentleman" بودند که هردو نقش هم به "ریچارد جر" رسید.
در سال 1989، تراولتا در "Look Who's Talking" ظاهر شد که 297,000,000 دلار فروش کرد، و بعد از فیلم Grease"" بهترین و موفق‌ترین کار وی از آب درآمد. تراولتا در دو نسخه بعدی این فیلم با نام‌های "Look Who's Talking Too" و Look Who's Talking Now"" نیز بازی کرد. اما این‌ها قبل از آن زمان بودند که در نقش "وینسنت وگا"، در فیلمی ساخته دست "کونتین تارانتینو" به نام Pulp Fiction بازی کند. فیلمی که به خاطر آن نامزد جایزه جشنواره آکادمی شد. این فیلم، وی را دوباره به لیست نفرات برتر سینما کشاند و در پیشنهادات مختل و بسیار زیادی که داشت، غرق شد.
نقش‌های جالب توجهی که بعد از Pulp Fiction"" بازی کرد، شامل مامور اف بی آی در فیلم "Face/Off"، نقش یک وکیل بیچاره در "A Civil Action" و نقش یک افسر ارتشی در "The General's Daughter" بودند.
تراولتا در ""Battlefield Earth هم بازی کرد -کاری علمی تخیلی از ال. ران هابرد- که در آن رهبر گروهی بیگانه است و انسان‌ها را در سیاره زمین، که کاملا متروک شده، به بردگی میگیرند. این محصول نظرات منفی‌ای به خود کسب کرد و در باکس آفیس هم اصلا کاری از پیش نبرد. تراولتا، در نسخه بازسازی شده "Hairspray"، در نقش "خانوم ادنا توربلید" بازی کرد، که بعد از Grease، اولین کار موزیکال وی بود.

[Only admins are allowed to see this image][Only admins are allowed to see this link] border="0" alt="" />

سبک بازیگری

از‌ آنجا که تراولتا، سَری در تمام حرفه‌هایی که در سینما به درد بخور هستند دارد، می‌تواند از عهده هر نقشی برآید. اما بیشتر کارهایش در نقش‌های اکشن رقم میخورند. البته از کارهای درام نیز کم نگذاشته است.
اوایل، کار خود را با کارهای کمدی شروع کرد، اما کم کم به سمت هالیوود و سبک‌های اکشنش کشیده شد.


زندگی شخصی

تراولتا، در فیلمبرداری فیلم "The Boy in the Plastic Bubble"، یکی از بازیگران زن آن فیلم، به نام "دایانا هایلند"، را ملاقات کرد و با وی رابطه داشت. ولی متاسفانه در سال 1977، هایلند بر اثر سرطان سینه درگذشت.
در سال 1991 با یک هنرپیشه به نام "کلی پرستون" ازدواج کرد. آن دو صاحب پسری بودند به نام "جت" (که در سال 2009 فوت کرد)، دختری به نام "الا بلو" که در سال 2000 متولد شد و پسری دیگر به نام "بنجامین" که در سال 2010 متولد شد. 
تراولتا و همسرش مشاوره ازدواج هم می‌کنند.
تراولتا تصدیق خلبان خصوصی دارد و صاحب 5 هواپیما هم هست، که شامل یک بویینگ 707 است. وی بر روی این هواپیما به افتخار پسر از دست رفته اش نام، Jett Clipper Ella را نهاده است.
در طول اولین قسمت فصل پایانی "her talk show" در 13 سپتامبر 2010، "اُپرا وینفری" اعلام کرد که تمامی افرادی که در استودیو‌ اش حضور دارند را به یک مسافرت 8 روزه به استرالیا که مخارج آن نیز پرداخت شده، خواهد برد؛ که در این سفر تراولتا خلبان هواپیما است. تراولتا به "وینفری" در تدارکات سفر، که یک سال به طول انجامید، کمک کرد.
در 24 نوامبر سال 1992، هنگامی که تراولتا داشت با هواپیمای "Gulfstream N728T" خود پرواز میکرد، هواپیما دچار نقصی در سیستم الکتریکی شد، و During the emergency landing there was a near mid-air collision with USAir Boeing 727, due to a risky decision by an air traffic controller.
از سال 1975، که در "دورانگو" –مکزیک- فیلم ""The Devil's Rain را تصویر برداری می‌کردند، یک کتاب به نام Dianetics به وی داده شد، او تصمیم گرفت که در مذهب ساینتولوجیست (کسی که به مشهودات اعتقاد دارد) به کارورزی بپردازد.


مرگ پسرش

در دوم ژوئن سال ،2009 پسر تراولتا و پرستون –جت- در طول تعطیلاتی که در "باهاما" داشتند درگذشت. در گواهی فوتش، گزارش شده که وی بر اثر حمله یک بیماری فوت کرده. "جت" که سابقه این نوع حملات را داشته، هنگامی که یک کودک بوده به بیماری "کاواساکی" مبتلا بوده است.
در 24 نوامبر 2009، تراولتا و پرستون تایید کردند که پسرشان اوتیسم داشته. تراولتا با ایمان و تکیه به خانواده‌اش توانست از زیر بار غم مرگ پسرش رهایی یابد و در کارش نیز پیشرفت داشته باشد.

[Only admins are allowed to see this image][Only admins are allowed to see this link] border="0" alt="" />

فعالیت‌های اجتماعی

از فعالیت‌های اجتماعی و انسانی وی -همان‌گونه که تمام افراد مشهور نیز همین کار را چه با هدفی برای موقعیت خود و یا بدون این اهداف انجام دادند- کمک به مردم زلزله زده هایتی بود. بعد از زلزله‌ی سال 2010 در هایتی، وی به افراد مشهور دیگر پیوست تا به زلزله زدگان امداد رسانی کند. تراولتا، هواپیما‌ی‌ بویینگ 707 خود را پر از لوازم، تجهیزات، پزشک و کشیشان داوطلب کرد و به سمت منطقه زلزله زده حرکت کرد.


فیلم‌ها و کاراکترهای معروف

از فیلم‌ها و همچنین نقش‌های معروف تراولتا، می‌توان به ""Pulp Fiction و ""Grease اشاره کرد؛ و نقش‌هایی که در آن‌ها بازی کرد، به ترتیب "وینسنت وگا" و "دنیل زوکو" بودند. با توجه به زندگی‌نامه وی، فیلم پالپ فیکشن، آینده شغلی وی را حفظ کرد. چه بسا بدون آن فیلم، ما هرگز نام جان تراولتا را نمی‌شنیدیم. این فیلم، نقطه عطف بازیگری تراولتا به شمار می‌آید.
بازی وی در Face/Off نیز ستودنی است. بازی کردن دو نقش متضاد در مقابل یکدیگر، کار آسانی نیست و هرکسی نیز از پس آن بر نمی‌آید.


جوایز

برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره NBR برای "Saturday Night Fever" در سال 1977.
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، برای فیلم "Saturday Night Fever" در سال 1978. 
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای ""Saturday Night Fever در سال 1978. 
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره Golden Apple در سال 1978.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای Grease"" در سال 1979.
برنده جایزه مرد سال، از Hasty Pudding Theatricals در سال 1981.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای Staying Alive"" و ""Two of a Kind" در سال 1984.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای "Perfect" در سال 1986.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد دهه، از جشنواره Razzie برای ""The Experts ، "Perfect" ، "Staying Alive" و Two of a Kind"" در سال 1990.
نامزد جایزه بدترین بازیگر نقش مکمل مرد، از جشنواره Razzie برای ""Shout در سال 1992.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره فیلم استکهولم برای "Pulp Fiction" در سال 1994.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره LAFCA برای "Pulp Fiction" در سال 1994.
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، برای Pulp Fiction"" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره فیلم BAFTA برای Pulp Fiction"" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره CFCA برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد خارجی، از جشنواره David di Donatello برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره ALFS برای Pulp Fiction"" در سال 1995.
برنده جایزه بهترین رقص، از جشنواره فیلم MTV برای Pulp Fiction""، به همراه Uma Thurman، در سال .1995 
نامزد جایزه بهترین اجرای بازیگر مرد، از جشنواره فیلم MTV برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین اجرای بازیگر نقش اول مرد، از جشنواره Screen Actors Guild برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
برنده جایزه بامزه ترین اجرای بازیگر نقش اول مرد، از جشنواره American Comedy برای ""Get Shorty در سال 1996. 
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره SEFCA برای ""Get Shorty در سال 1996.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره ShoWest در سال 1996.
نامزد جایزه بهترین مبارزه، از جشنواره فیلم MTV برای "Broken Arrow" در سال 1996.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای "Get Shorty" در سال 1996.
برنده جایزه محبوبترین بازیگر مرد فیلم‌های درام، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "Phenomenon" در سال 1997.
نامزد جایزه بهترین اجرای بازیگر مرد، از جشنواره فیلم MTV برای "Phenomenon" در سال 1997.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره ساترن برای "Face/Off" در سال 1998.
نامزد جایزه محبوبترین بازیگر مرد فیلم‌های اکشن، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "Face/Off" در سال 1998.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره Golden Apple در سال 1998. 
نامزد جایزه محبوبترین بازیگر مرد، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "A Civil Action" در سال 1999. 
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای ""Primary Colors در سال 1999.
نامزد جایزه محبوب‌ترین بازیگر مرد، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "The General's Daughter" در سال 2000. 
برنده جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای ""Battlefield Earth: A Saga of the Year 3000 و Lucky Numbers"" در سال 2001.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای Domestic Disturbance" و "Swordfish در سال 2002.
نامزد جایزه فرد موثر در سینمای هفته، از جشنواره TV Land برای "The Boy in the Plastic Bubble" در سال 2006.
برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، از جشنواره فیلم هالیوود در سال 2007.
برنده جایزه بهترین اجرای دسته جمعی سال، از جشنواره فیلم هالیوود برای "Hairspray" به همراه Nikki Blonsky، Michelle Pfeiffer، Queen Latifah، Christopher Walken، Amanda Bynes، James Marsden، Brittany Snow، Zac Efron، Elijah Kelley و Allison Janney، در سال 2007.
نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، از جشنواره Golden Globe Hairspray در سال 2008.
نامزد جایزه بهترین ترانه، از جشنواره Critic's Choice برای ""Bolt (نام ترانه "I Thought I Lost You" )، به همراه Miley Cyrus و Jeffrey Steele، در سال 2009.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای Old Dogs"" در سال 2010.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد دهه، از جشنواره Razzie برای "Battlefield Earth: A Saga of the Year 3000"، Domestic Disturbance""، Lucky Numbers""، "Old Dogs" و Swordfish"" در سال 2010.

[Only admins are allowed to see this image][Only admins are allowed to see this link] border="0" alt="" />

فیلموگرافی

فیلمهای سینمایی
:

The Tenth Level (1975)
The Devil's Rain (1975)
The Boy in the Plastic Bubble (1976)
Carrie (1976)
Saturday Night Fever (1977)
Moment by Moment (1978)
Grease (1978)
Urban Cowboy (1980)
Blow Out (1981)
Staying Alive (1983)
Two of a Kind (1983)
Perfect (1985)
Basements (1987)
Look Who's Talking (1989)
The Experts (1989)
Look Who's Talking Too (1990)
Shout (1991)
Eyes Of An Angel (1991)
Chains of Gold (1991)
Boris and Natasha: The Movie (1992)
Look Who's Talking Now (1993)
Pulp Fiction (1994)
Get Shorty (1995)
White Man's Burden (1995)
Michael (1996)
Phenomenon (1996)
Orientation: A Scientology Information Film (1996)
Broken Arrow (1996)
Off the Menu: The Last Days of Chasen's (1997)
Mad City (1997)
Face/Off (1997)
She's So Lovely (1997)
A Civil Action (1998)
The Thin Red Line (1998)
Junket Whore (1998)
Primary Colors (1998)
The General's Daughter (1999)
Our Friend, Martin (1999)
Welcome to Hollywood (2000)
Lucky Numbers (2000)
Battlefield Earth (2000)
Domestic Disturbance (2001)
Swordfish (2001)
Austin Powers in Goldmember (2002)
Basic (2003)
Ladder 49 (2004)
A Love Song for Bobby Long (2004)
The Punisher (2004)
Magnificent Desolation: Walking on the Moon 3D (2005)
Be Cool (2005)
Lonely Hearts (2006)
Wild Hogs (2007)
Hairspray (2007)
Bolt (2008)
The Taking of Pelham 123 (2009)
Old Dogs (2009)
From Paris with Love (2010)
The Expendables 2 (2012)

کارهای تلویزیونی:

Emergency! (1972)
Owen Marshall: Counselor at Law (1972)
The Rookies (1973)
Medical Center (1974)
Welcome Back, Kotter (1975 – 1979)
 
آلبوم‌ها 
  • The Best of John Travolta (۱۹۹۶)
  • Grease (movie soundtrack) (۱۹۷۸)
  • Grease Lighting (۱۹۷۰)
  • John Travolta Sings (۱۹۹۶)

ژان رنو
  • بازدید : (61)

 

ژان رنو

 
تاریخ تولد: 30 جولای 1948
 
محل تولد: کازابلانکا
 
● دور از وطن 
(ژان مورینو جیمننز رنو) در ۳۰ جولای ۱۹۴۸ در كازابلانكا از والدین اسپانیایی - فرانسوی به دنیا آمد.والدینش برای فرار از جنگ حكومت فاشیستی فرانسیسكو فرانكو به مراكش مهاجرت كردند. عده‌ای از اعضای خانواده آنان در جنگ كشته شدند، لذا آنان برای نجات از جنگ به مراكش رفتند. در آن هنگام مادر )ژان> باردار بود و ژان در مراكش به دنیا آمد. 
ژان زیرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعلیمات پدرش زبان اسپانیایی را آموخت. علاوه بر این در مدرسه نیز به آموزش زبان انگلیسی پرداخت.)ژان> دوران دبستان را در مراكش به پایان رساند. او به توصیه مادرش به سوی فرانسه عزیمت كرد تا در آنجا بتواند پله‌های ترقی را یكی پس از دیگری طی كند. 
در ۱۲ سالگی به فرانسه مهاجرت كرد و برای دریافت تابعیت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس كرد كه به بازیگری در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمایشی ارتش مشغول به اجرای نمایش‌های متعدد شد و روز به روز علاقه‌اش به بازیگری فزونی پیدا كرد. او توانست تجربیات زیادی در زمینه نمایش در ارتش مارسی فرانسه كسب كند.
 
● ورود به سینما 
بعد از اتمام خدمت سربازی به پاریس رفت و در سال ۱۹۷۰ نقشهای كوچكی در تئاتر و تلویزیون در دست گرفت. چند كارگردان تلویزیونی به استعداد وی پی بردند و او را تشویق به تحصیل در زمینه بازیگری كردند. ژان روزها در استودیوی تلویزیون كار می‌كرد و عصرها به كلاس آموزش بازیگری می‌رفت، تا سرانجام در سال ۱۹۷۱ با ایفای نقش كوچكی در فیلمی كوتاه به دنیای سینما راه یافت. این نقش كوتاه و پیش پا افتاده سبب ایجاد اعتماد به نفس در وی شد. از سویی دیگر شانس به او روی آورد و )لوك بسون‌> یكی از كارگردانان و بازیگران معروف آن دوران با وی دوست شد و(ژان) را در فیلم‌هایش قرار داد. فیلم (گربه‌ها)، (زیرزمین) یا (مترو) را در سال ۱۹۸۵ با همكاری لوك‌بسون بازی كرد و ستایش فراوانی را برای خود به همراه داشت. در سال ۱۹۸۸ بار دیگر (بسون) در فیلم 
(آبی بزرگ) ژان رنو را به كار می‌گیرد. در واقع این اولین نقش بزرگ رنو محسوب می‌شد. 
رنو به شهرت رسید. بعد از بازی در (آبی بزرگ) دیگر كارگردانان گویی رنو را كشف كرده باشند به او چند پیشنهاد دادند. وی در سال ۱۹۹۰ فیلم (نیكیتا) را بازی كرد. به دنبال آن در فیلم (صدا) به سال ۱۹۹۲ و (پرواز از محكمه) هنر خود را نشان داد. 
● موفقیت بزرگ 
فیلم(لئون) در سال ۱۹۹۴ موفقیت بزرگی را به دنبال داشت. این فیلم یكی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین فیلمها در تاریخ سینمای فرانسه محسوب می‌شد. البته این فیلم طیف خشونت را به دنبال داشت و ۲۳ دقیقه از فیلم حذف شد تا خشونت آن كم شود. 
رنو در سال ۱۹۹۵ با بازی در فیلم (ماموریت غیرممكن) مورد نقد منتقدان زیادی قرار گرفت اما موفقیت فیلم در نظر مردم چشمگیر بود. 
● بسوی هالیوود 
رنو در سال ۱۹۹۷ به سوی هالیوود راه افتاد و سعی كرد تا تماشاگران آمریكایی را با ذوق و استعداد خود در زمینه‌های فیلمهای كمدی جلب كند. اما تماشاگران او را در نقش‌های اكشن می‌پذیرفتند. 
از این رو در سال ۱۹۹۸ با بازی در (گودزیلا) علاقه همگان را به خود جلب كرد، یكی از شانس‌هایی كه در هالیوود آورد همكاری با رابرت دنیرو در فیلم )رونین> بود. 
او دوباره به فرانسه بازگشت ولی هالیوود به دنبالش بود، بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ فیلم (رودخانه ارغوانی) را در هالیوود بازی كرد. 
رنو می‌خواست استعداد خود را در نقشهای كمدی بیازماید. او در سال ۲۰۰۲ در كنار (ژرار دیاردیو) اسطوره بازیگری در سینمای امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن یكی از بهترین كمدی‌های فرانسوی به نام )روبی و كوئنتین> بود. این فیلم نه تنها در فرانسه، بلكه در آمریكا مانند بمب صدا كرد و جزو پرفروش‌ترین فیلمهای دنیا قرار گرفت. 
یكی از فیلمهای جدید (رنو) را می‌توان )پلنگ صورتی> نامید. همچنین او با بازی در فیلم (كد داوینچی) در نقش بازرس بزوفاچی براساس كتاب جنجال‌برانگیز(دن براون) امسال به نمایش در آمد، او در این فیلم همبازی (تام هنكس) خواهد بود.از فیلمهای اخیر )ژان رنو> كه به نمایش در آمد (امپراطوری گرگها) در سال گذشته بود، رنو برای بازی در آن یك و نیم میلیون یورو دستمزد گرفت.گفتنی است یكی از بهترین فیلم‌های رنو بازی در فیلم (ببر و برف) به كارگردانی (روبرتو بنینی) كه كمدین معروف ایتالیایی نیز در آن حضور داشته بود. همچنین وی اخیرا موافقتش را برای ایفای نقش در فیلم (پسران پرواز) اعلام كرده است. بودجه این فیلم ۱۰ میلیون دلار است و در زمان جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است. 
او چهار فرزند دارد. 
(ژان رنو) دو بار ازدواج كرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است ... 
اولین ازدواجش در سال ۱۹۷۶ با (جنویو) بود كه در سال ۱۹۷۸ صاحب یك دختر به نام ساندرا و یك پسر به نام مایكل در سال ۱۹۸۰ شد.این ازدواج پایان خوشی به همراه نداشت. مسافرت‌های متعدد (ژان رنو) به ایتالیا و فرانسه شكایت همسرش را در پی داشت، لذا این ازدواج به جدایی ختم شد.ژان در سال ۱۹۹۴ با (ناتالی دیسكیویز) مدل ایتالیایی ازدواج كرد و در سال ۱۹۹۶ پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنیا آمد.ژان یك خانه مجلل و باشكوه در پاریس و یك خانه در بهترین نقطه لس‌آنجلس دارد. 
▪ گفتگو با لس‌آنجلس تایمز 
چندی پیش لس‌آنجلس تایمز گفتگویی با وی انجام داد كه در ذیل خواهید خواند. 
● نظر شما درباره نقشهای اكشن چیست؟ 
رنو: من شخصا انسانی رومانتیك هستم و روحیه‌ای طنزگونه دارم. حتی همیشه ترجیح می‌‌دهم در فیلمهای كمدی ایفای نقش كنم. به نظرم بازی در فیلمهای كمدی مشكل‌تر از بازی در فیلمهای اكشن است اما این روزها فیلمهای اكشن طرفدار بیشتری میان مردم دارد به ویژه آمریكایی‌ها، فیلمهای اكشن را بهتر می‌‌پسندند. من هم یك هنرپیشه هستم و باید طبق دیالوگها عمل كنم. 
حتی از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمی‌آید. البته باید بگویم كه تیراندازی و هدف گرفتنم بسیار خوب است، زیرا در ارتش چندین دوره را گذرانده‌ام اما نه از اسلحه خوشم می‌آید و نه از شكار كردن. 
● آیا حقیقت دارد كه در فیلم ماتریكس نقش پیشنهادی را نپذیرفتید... 
رنو: بله، زیرا برای فیلمبرداری مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استرالیا بروم و مدتی را در آنجا زندگی كنم كه این برایم غیرممكن بود. لذا بازی در نقش مامور مخفی در فیلم ماتریكس را نپذیرفتم. 
● نظرتان درباره بازی با تام كروز و رابرت دنیرو چیست؟ 
رنو: من از رابرت دنیرو آموخته‌های زیادی یاد گرفتم و تجربیات زیادی كسب كردم. وقتی یك بازیگر ناشی با عده‌ای ماهر و حرفه‌ای بازی كند واقعا لذت می‌‌‌‌برد و كار به سرعت و با موفقیت به پایان می‌‌‌‌رسد. بازی در فیلم با عده‌ای هنرمند حرفه‌ای همچون بازی در میدان تنیس است. اگر بازیكن طرف مقابل خوب و حرفه‌ای باشد، آن بازی برای تماشاگران دلچسب خواهد شد. 
● نظرتان درباره مطالعه چیست؟ 
رنو: مطالعه كتب در زمینه‌های مختلف بستگی به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه كتاب، انسان را به بالاترین مقام‌ها خواهد رساند. همین كه با علم روز آشنا شوی بهترین و والاترین ارزش را دارد.كتاب می‌تواند رسانه مكتوب خوبی باشد و سینما و تئاتر نیز می‌تواند یك رسانه تصویری مفید، به شرطی كه مفهوم و متن كتاب و یا فیلمنامه غیراخلاقی نباشد. 
● قدم بعدی در زندگی شما چیست؟ 
رنو: می‌‌‌خواهم از بازیگری كنار بكشم چون به اندازه كافی پول دارم. می‌‌‌خواهم بقیه عمر خود را در كنار خانواده‌ام باشم. امروزه سیل پیشنهادها به سوی من سرازیر است از هالیوود، فرانسه و ایتالیاا اما خسته شده‌ام می‌‌خواهم به استراحت بپردازم. شاید مدتی بعد از استراحت و فارغ بودن از كار بار دیگر خواهان فعالیت در عرصه سینما شوم اما اكنون نیاز به استراحت دارم. 
 
● فیلم‌شناسی ژان رنو 
 
از فیلم‌های مشهوری که وی در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته‌است می‌توان به :
مارگارت، ببر و برف،كدداوینچی،هتل رواندا، ماموریت غیرممكن،رودخانه كریسمون، پرواز از محكمه، صدا، آبی بزرگ، زیرزمین یا مترو و گربه‌ها. نیکیتا، لئون، رونین، گودزیلا، راز داوینچی، پسران پرواز، پلنگ صورتی و بوسه فرانسوی و امپراتوری گرگها اشاره کرد.
همچنین ژان رنو در ساخت، تهیه و صداگذاری فیلمهای (پلی‌استیشن)۲ نیز فعال بوده است.
از چهره او برای کاراکتر جک بلانک در بازی کامپیوتری اونیموشا ۳: محاصره اهریمن الگوبرداری شد .
 
افتخارات تلویزیونی و سینمایی 
 
سال عنوان نقش توضیحات
۱۹۸۰ The Moroccan Stallion
۱۹۸۲ La Passante du Sans-Souci
۱۹۸۳ Le Dernier Combat
۱۹۸۵ Le téléphone sonne toujours deux fois!! Marraine 's confidence man
Subway The Drummer
۱۹۸۸ Le Grand Bleu (The Big Blue) Enzo Molinari Nominated - César Award for Best Supporting Actor
۱۹۹۰ L'Homme au masque d'or Father Victorio Gaetano
دختری بنام نیکیتا ویکتور
۱۹۹۱ Loulou Graffiti Pique la Lune
L'Opération Corned-Beef Capitaine Philippe Boulier, dit 'Le Squale'/Captain Philippe
۱۹۹۲ Kurenai no buta Porco Rosso Voice
۱۹۹۳ La Vis Monsieur K
Paranoïa Short Subject
Flight from Justice Charlie Bert TV
Les Visiteurs Godefroy de Papincourt, Comte de Montmirail Nominated - César Award for Best Actor
۱۹۹۴ Léon (The Professional) Leon Nominated - César Award for Best Actor
۱۹۹۵ Les Truffes Patrick
بوسه فرانسوی بازرس ژان-پائول کاردن
Al di là delle nuvole Carlo
۱۹۹۶ مأموریت غیر ممکن فرانک کریگر
Le Jaguar Jean Campana
۱۹۹۷ Roseanna's Grave Marcello
Un amour de sorcière Molok
Les Soeurs Soleil Un spectateur
۱۹۹۸ Les Visiteurs II: Les Couloirs du temps Comte Godefroy de Montmirail, dit Godefroy
گودزیلا Philippe Roaché
رونین Vincent
۲۰۰۰ Les Rivières pourpres (Crimson Rivers) Pierre Niemans Nominated - European Film Award for Best Actor
۲۰۰۱ Just Visiting Count Thibault of Malfete
Wasabi Hubert Fiorentini
۲۰۰۲ Décalage horaire Felix
Rollerball Alexis Petrovich
۲۰۰۰۳ Tais-toi! Ruby
۲۰۰۴ Onimusha ۳: Demon Siege
(کپ‌کام-based popular franchise)
Jacques Blanc Voice
Videogame
Les Rivières pourpres II: Les anges de l'apocalypse
(Crimson Rivers II: Angels of the Apocalypse)
Commissaire Niemans
هتل رواندا Mr. Tillens Uncredited
L'Enquête Corse Ange Leoni
۲۰۰۵ L'Empire des loups (Empire of the Wolves) Jean-Louis Schiffer
ببر و برف Fuad
۲۰۰۶ پلنگ صورتی Gilbert Ponton
پسران پرواز Captain Thenault
رمز داوینچی Captain Bezu Fache
بر آب رفته Le Frog Voice
۲۰۰۸ Ca$h Maxime - Dubreuil
۲۰۰۹ پلنگ صورتی ۲ Gilbert Ponton
Le Premier Cercle Milo Malakian
Couples Retreat Marcel
Armored Quinn
۲۰۱۰ بچه‌های پاریس Dr. Sheinbaum awaiting release
The Immortal Charly Matteï
۲۰۱۱ Margaret Ramon awaiting release

 


نیکول کیدمن
  • بازدید : (47)

 زندگی نامه نیکول کیدمن

 
 
نيكول در بيستم ژوئن سال 1967 در هاوايي بدنيا آمد. او يك ستاره سينماست و داراي شهرت فراواني است.پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود، که هر دو در استرالیا به دنیا آمده بودند. اما نیکول در هونولولو هاوائی (ایالات متحده آمریکا) متولد شده‌است و به همین دلیل دارای دو ملیت آمریکایی و استرالیایی می‌باشد. پدرش «آنتونی» (به انگلیسی: Dr. Antony David Kidman) متخصص شیمی بالینی بود و مادرش "جانل آن (به انگلیسی: Janelle Ann) آموزشیار پرستار بود.

در سال ۱۹۷۳ میلادی یعنی در ۶ سالگی نیکول، آنها به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد

او تاکنون دو بار ازدواج کرده نخست با تام کروز (به انگلیسی: Tom Cruise) در سال ۱۹۹۰ بود آنها دو فرزند به نام‌های ایزابلا جین (۱۹۹۲) و کانر آنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند. این ازدواج در سال ۲۰۰۱ به جدایی کشیده شد.دومین ازدواج وی با کیث اربن (به انگلیسی: Keith Urban) در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است. پدرش يك متخصص شيمي و مادرش استاد پرستاري بود نيكول از سن 4 سالگي در سيدني استراليا پرورش يافت و اين علت شهرت او به لهجه منحصر به فردش است.
دوران كودكي او به شدت با فعاليتهاي اجتماعي پدر و مادرش آميخته بود مادرش كه يك فيمينيست تند و تيز بود و حتي حاضر نبود براي او عروسك بخرد پدرش او را با خرك ورزشي تمرين مي داد. ورزش يك قسمت از زندگي او در خانه بود نيكول مجبور بود در پايان روز با والدينش درباره يك نشريه سياسي يا اتفاقات روز بحث و گفتگو كند.

نيكول به شدت از اين اوضاع احساس بدي داشت همينطور كه بزرگ مي شد اولين تجربه بازيگري او در سن 6 سالگي بوقوع پيوست زمانيكه او در يك نمايش مدرسه اي در كريسمس ظاهر شد در سنين نوجواني آموزش رقص، تئاتر و پانتوميم ديد بخصوص علاقه شديد به رقص باله داشت.
امروزه اندام متناسب او بخشي از زيبايي اوست. اما در كودكي بخاطر قد بلندش نسبت به همكلاسيهايش خيلي متناسب نبود و چهره رنگ پريده او در جواني امتيازي براي او محسوب نمي شد.
او معمولاً در تئاتر « فيليپ استريت » در سيدني شركت مي كرد. علاقه اش به باله و هنرهاي نمايشي براي نيكول كافي بود
تا به هنرپيشگي علاقه مند شود. در سال 1983 نيكول اولين نقش خود را در فيلم استراليايي"Bush Christmas" بازي كرد. او يك اثر به ياد ماندني در پيشينه استراليايي خود آفريد به طوريكه هنوز هر دسامبر تلوزيون آن را پخش مي كند. در سال 1985 زمانيكه او فقط 17 سال داشت به عنوان هنرپيشه زن سال در استراليا برگزيده شد. زمانيكه در آمريكا در فيلم پر هيجان"Dead Calm" ظاهر شد خيلي زود به عنوان يك هنرپيشه شناخته شده در كل دنيا پذيرفته شده بود نيكول بزرگ شده بود و زيبايي خاص خودش را پيدا كرده بود همانطور كه امروزه مي شناسيمش فيلم بعدي نيكول "Days of Thunder" نام داشت كه در زندگي آينده او اثر گذار بود. در فيلم ماشين مسابقه او دل تام كروز را دزديد و بالاخره در سال 1990 نيكول و تام در كلرادو ازدواج كردند. در چند سال بعد از آن نيكول در تقلا براي براي اين بود كه خود را نه فقط به عنوان همسر تام كروز بلكه به عنوان يك هنرپيشه مطرح كند. نيكول در سال 1995 جايزه بهترين هنرپيشه زن Golden Globes را ازان خود كرد. در فيلم بعدي نيكول به عنوان زن بتمن در فيلم پرطرفدار آن زمان «بتمن براي هميشه» بازي كرد.

نيكول در فيلم  "Eyes Wide Shut" با همسرش تام كروز روبرو شد كه به كارگرداني استنلي كوبريك ساخته شد. مقاله هاي متعددي در مورد اين فيلم نوشته شد و اين دو به عنوان يك زوج موفق در هاليوود سلطنت مي كرند. فيلم قابل توجه بعدي نيكول «مولن روج» بود و بخاطر صدمه ديدن زانويش در اين فيلم از فيلم  "The Panic Room" كنار گذاشته شد. نيكول و تام سرپرستي دو كودك به نامهاي ايزابل جين و كونور آنتوني را به عهده گرفتند. تام و نيكول بعد از 10 سال زندگي مشترك در فوريه 2001 از يكديگر جدا شدند و سخنگوي نيكول اين را يك ماه بعد رسماً‌ اعلام كرد و طلاق در يكم آگوست 2001 رسماً انجام شد.نیکول بعد جدایی غم انگیز و مبهمش از تام با مردان زیادی رابطه داشت.وی سرانجام با "کیت اوربان" برترین خواننده ی پاپ و ثروتمند ترین مرد استرالیا ازدواج کرد.وی مدتها قبل از ازدواج با نیکول معتاد به الکل بوده و نیکول هم از این قضیه اطلاع داشته است . نیکول هم اکنون از اعتیاد همسرش بسیار ناراحت است و هردو می کوشند تا اعتیاد را از زندگی خود ریشه کن کنند .نیکول هم اکنون برای هر فیلم خود حدود 17 میلیون دلار دستمزد میگیرد.او با ثرمایه ای بالغ بر 400 میلیون دلار ثروتمند ترین زن استرالیاست.
 
فیلم‌ها

 
تندیسی از نیکول کیدمن در موزه مادام توسو لندن.
جوایز 
  • اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۲)
  • خرس نقره‌ای بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره برلین برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۳)
  • جایزه بهترین نقش اول زن در جشنواره فیلم انگلستان برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۳)

جنیفر لوپز
  • بازدید : (63)

 

جنیفر لین لوپز (به انگلیسیJennifer Lynn Lopez) با نام مستعار جِی لو (به انگلیسیJ. Lo) زاده ۲۴ ژوئیه ۱۹۶۹ خواننده، بازیگر،رقصنده، تهیه‌کننده موسیقی، تهیه‌کننده تلویزیونی و طراح مد پورتوریکویی تبار اهل آمریکاست. جنیفر لوپز توسط مجله اقتصادی آمریکایی فوربزعنوان ثروتمندترین بازیگر لاتین تبار اهل هالیوود را به خود اختصاص داد. جنیفر لوپز در فهرست ۱۰۰ شخص پرنفوذ و اثرگذار آمریکایی لاتین تبار، توسط مجله پیپل اِن اسپانول به عنوان نفر نخست برگزیده شد.
او تا به حال با توجه به شهرت و محبوبیتش به عنوان یک ستاره برتر هنری در آگهی‌های پولساز نظیر تبلیغ ادکلن و مدهای گوناگون شرکت کرده و سودهای هنگفتی را به دست آورده‌است. علاوه بر آن او به عنوان یک حامی حقوق بشر و همچنین در رابطه با واکسیناسیون اطفال در بیمارستان کودکان لس آنجلس فعال بوده‌است. جنیفر لوپز کار شغلی خود را به عنوان رقصنده با بازی در مجموعه طنز تلویزیونی لیوینگ کالر[۱]آغاز کرد. پس از آن با ظهور در فیلم هیجانی و اکشن قطار پول در سال ۱۹۹۵ به سر زبان‌ها افتاد.
نخستین فیلمی که او به عنوان یک بازیگر کلیدی، ایفای نقش کرد فیلم با ژانر زندگینامه به نام سلنا بود که به سال ۱۹۹۷ ساخته شد، در این فیلم جنیفر لوپز به عنوان یک بازیگر برجسته و متمایز موفق شد جایزه آلما[۲] را دریافت کند. فیلم خارج از دید[۳] به سال ۱۹۹۸ فیلمی بود که او توانست دومین جایزه آلما را به خاطر نقش آفرینی در آن کسب نماید. پس از آن در فیلم‌های طنز برنامه‌ریز ازدواج[۴] خدمتکاری در منهتن[۵]مایلید برقصیم؟[۶] و مادرشوهر هیولا[۷] به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۱، ۲۰۰۲، ۲۰۰۴، ۲۰۰۵ نقش آفرینی باکرد. فیلم‌های مایلید برقصیم؟ و مادرشوهر هیولا برای جنیفر لوپز از لحاظ اقتصادی دستاوردی بزرگ محسوب می‌شدند.
در سال ۱۹۹۹ لوپز به عنوان نخستین کار، آلبوم آن دِ سیکس[۸] را روانه بازار موسیقی کرد. که تک آهنگ برتر و مشهور «اگر تو عشق من را داشته باشی»[۹] را در بر داشت. دومین آلبوم استودیویی جنیفر لوپز با نام J.Lo در سال ۲۰۰۱ با فروش هشت میلیون نسخه در کل دنیا، یک دستاورد بزرگ مالی برای او محسوب می‌شد. آلبوم J To Tha L-O! The Remixes نیز در سال ۲۰۰۲ دومین آلبوم پیاپی جنیفر بود که در صدرفهرست ۲۰۰ آلبوم برتر موسیقی آمریکا قرار گرفت. سومین و چهارمین آلبوم استودیویی این ستاره آمریکایی موسوم به این منم... خوب حالا[۱۰] در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۲ و میلادی دوباره[۱۱] در اول مارس ۲۰۰۵ ردیف شماره ۲ فهرست بیلبورد ۲۰۰ را به خود اختصاص دادند. در سال ۲۰۰۷ او نخستین آلبوم تمام اسپانیایی‌زبانش به نام آنطور که یک زن دل می‌بازد[۱۲] را روانه بازار کرد، او همچنین در ششم اکتبر همان سال پنجمین آلبوم انگلیسی و در مجموع ششمین آلبوم خود را با نام شجاع[۱۳] در دسترس هواداران خود قرار داد. او در سال ۲۰۰۳ برنده جایزه «American Music Award for Favorite pop/rock female Artist» که مخصوص خوانندگان زن در سبک پاپ و راک بود، گردید و همچنین در سال ۲۰۰۷ جایزه «American Music Award for Favorite Latin Artist»، که مخصوص هنرمندان لاتین‌تبار می‌باشد را از آن خود کرد. با توجه به آخرین آمار، جنیفر لوپز بیشتر از ۲۵ میلیون نسخه از آلبوم‌های خود را در تمام دنیا فروخته‌است. در مسابقه تلویزیونی آمریکن آیدل که مربوط به کشف استعدادهای درخشان در زمینه تک خوانی است، جنیفر لوپز در هیئت داوران فعال می‌باشد. در کانال سی بی اس جنیفر به عنوان نخستین مهمان برنامه «گفتگو»[۱۴] شرکت کرد.
 
کودکی و نوجوانی 
جنیفر لوپز متولد و بزرگ شده محله کَسل هیل در همسایگی برونکس واقع در نیویورک است. مادرش مربی مهدکودک و پدرش متخصص رایانه هر دو پورتوریکویی تبار و کاتولیک مذهب، زاده شهر پونسی در جنوب پورتوریکو می‌باشند. جنیفر لوپز دو خواهر به نام‌های لیندا و لسلی دارد که از میان آنها لیندا دارای شغل روزنامه نگاری است. او تحصیلات مقدماتی خود را در مدارس و دبیرستان کاتولیک در برونکس به پایان رساند. از ۱۹ سالگی به شکلی خودآموز به رقص و آوازخوانی پرداخت. در هنگام تحصیل در دانشگاه جنیفر در کنار رقص در باشگاه شبانه منهتن به عنوان شغل پاره‌وقت در دفترخانه‌ای مشغول به کار شد.
شایعه بیمه بدن 
در سال ۱۹۹۹ نشریات انگلیسی و آمریکایی اعلام کردند که جنیفر اعضای مختلف بدن خود را در مجموع به ارزش یک میلیارد دلار بیمه کرده‌است. این نشریات مبلغ بیمهٔ پستان او را ۲۰۰ میلیون دلار، پا و باسن را ۳۰۰ میلیون دلار و مو را ۵۰ میلیون دلار اعلام کردند. لوپز نیز در بیانیه‌ای این گزارش‌ها را خنده‌دار توصیف کرد.[۱۵]
روابط خصوصی 

مارک آنتونی و جنیفر لوپز
در مورد روابط خصوصی جنیفر لوپز با مردان، رسانه‌ها تمرکز خاصی دارند. او تاکنون روابط نسبتا گرمی با شان کامز، کریس جود، بن افلک ومارک آنتونی داشته‌است. در سال ۱۹۸۴ در سن ۱۵ سالگی (دوران دبیرستان) و هنگامی که او کم کم داشت به یک ستاره تبدیل می‌شد، او با دیوید کروز روابط دوستانه داشت. در سال ۱۹۹۴ جنیفر لوپز پس از ۱۰ سال رابطه تنگاتنگ با دیوید کروز، به روابط دوستانه‌اش پایان داد. جنیفر لوپز در سال ۲۰۰۴ گفت:
دیوید کروز دوستی است که احتمالا من را بهتر از هر کس دیگری می‌شناسد.[۱۶][۱۷]
اولین ازدواج لوپز با اوجانی نوآ در ۲۲ فوریه ۱۹۹۷ بود. لوپز نوآ را اولین بار هنگامی که نوآ به عنوان خدمتکار در رستورانی در میامی کار می‌کرد ملاقات کرد. این دو در ژانویه ۱۹۹۸ از هم طلاق گرفتند. بعدا لوپز نوآ را به عنوان مدیر رستورانش در آپریل ۲۰۰۲ استخدام کرد. اما نوآ در اکتبر همان سال اخراج شد. بعد از آن نوآ از جنیفر به دادگاه شکایت کرد اما این دو به طور محرمانه با هم سازش کردند. در آپریل ۲۰۰۶، لوپز از نوآ شکایت کرد تا مانع انتشار کتابی شود که نوآ در آن جزئیات ازدواج و زندگی خصوصی اش با جنیفر را نوشته بود.[نیازمند مدرک]
لوپز حدود دو سال و نیم با خواننده هیپ-هاپ، شان کامز رابطه داشت. در ۲۷ دسامبر ۱۹۹۹، لوپز و کامز در نایت کلابی در منهتن بودند که بین همراهان کامز و گروهی دیگر درگیری پیش آمد و یک نفر شلیک کرد. لوپز و کامز با ماشین از آنجا دور شدند ولی توسط پلیس متوقف شدند[۱۸] و یک اسلحه روی صندلی ماشین آن‌ها پیدا شد. کامز متهم به حمل اسلحه شد؛ در همین حال علاوه بر استرس پیش از محاکمه پی‌گیری موضوع توسط مطبوعات مشکل را دوچندان می‌کرد، و لوپز یک سال بعد به جریاناتش با کامز پایان داد، در طی یک دادخواست در ۲۰۰۸ وکیل مدافعه گفت که لوپز در این پرونده هیچ نقشی نداشته‌است.[۱۹]
دومین ازدواج او با یکی از رقصنده‌هایش به نام کریس جود بود. جنیفر اولین بار با جود هنگام فیلمبرداری موزیک ویدئو "Love Don't Cost a Thing" آشنا شد. این دو در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۱ در خانه‌ای در حومه لوس آنجلس ازدواج کردند. جنیفر و جود در ژوئن ۲۰۰۲ به رابطه شان پایان دادند و سرانجام با ورود بن افلک در ژانویه ۲۰۰۳ به طور رسمی از هم طلاق گرفتند.[نیازمند مدرک]
رابطهٔ او با بن افلک بازیگر سرشناس هالیوودی مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت به طوری که پاپارازی‌ها این زوج را بنیفر می‌نامیدند. جنیفر خبر نامزدی اش با بن را در نوامبر ۲۰۰۲ اعلام کرد. بن افلک حلقه‌ای ۱٫۲ میلیون دلاری به جنیفر داد. جنیفر در یک مصاحبه قول داد که به زودی با بن افلک ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد. این دو تاریخ ازدواجشان را ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۳ در سانتا باربارا اعلام کردند. اما چند ساعت قبل از برگزاری مراسم خبر به هم خوردن نامزدی جنیفر و بن منتشر شد و این مراسم به هم خورد. این دو سرانجام در ژانویه ۲۰۰۴ از هم جدا شدند. جنیفر و بن در چند فیلم در کنار هم بازی کردند از جمله: Gigli، Jersey Girl. بن در موزیک ویدئو جنیفر به نام "Jenny from the Block" نیز ظاهر شد.[نیازمند مدرک]
کمتر از دو ماه بعد از جدایی جنیفر و بن، جنیفر با مارک آنتونی آشنا شد. البته جنیفر و مارک در دهه ۹۰دوستی کوتاهی داشتند (قبل از اینکه جنیفر ازدواج کند). این دو در اوایل ۲۰۰۴ آهنگی را برای فیلم "Shall We Dance?" که جنیفر در آن بازی کرده بود، با هم ضبط کردند. در اکتبر ۲۰۰۳، مارک آنتونی از دختر شایسته جهان، دایانارا تورس طلاق گرفت (برای دومین بار). آنها ۲ فرزند نیز داشتند. جنیفر و مارک در ژوئن ۲۰۰۴ در مراسم کاملا خصوصی ازدواج کردند. دختر مارک آنتونی، آرایانا در آخر موزیک ویدئو "Get Right" به عنوان خواهر کوچکتر جنیفر ظاهر شد. در نوامبر ۲۰۰۷، هنگامی که جنیفر برای آخرین بار در تور "En Concierto" روی صحنه رفت اعلام کرد که باردار است. البته پدر جنیفر بعداً اصلاح کرد که جنیفر قرار است صاحب دوقلو شود. و جنیفر در ۲۲ فوریه ۲۰۰۸ صاحب یک دختر و یک پسر شد. لوپز با دریافت مبلغ ۶ میلیون دلار اجازه داد تا عکس او و دوقلوهایش در مجله پیپل چاپ شود. سرانجام در ۱۵ جولای ۲۰۱۱ بعد از ۷سال زندگی مشترک، جنیفر و مارک آنتونی از هم جدا شدند.[نیازمند مدرک]
فیلم‌ها 
جنیفر لوپز تاکنون در فیلم‌های دختر کوچک من (۱۹۸۷)، خانواده من (۱۹۹۵)، قطار پول (۱۹۹۵)، جک (۱۹۹۶)، خون و شراب (۱۹۹۶)، سلنا (۱۹۹۷)، آناکوندا (فیلم) (۱۹۹۷)، دور کامل (۱۹۹۷)، خارج از دید (۱۹۹۸)، مورچه‌ها (۱۹۹۸)، سلول (۲۰۰۰)، طراح مراسم ازدواج(۲۰۰۱)، چشم‌فرشته‌ای (۲۰۰۱)، کافی (۲۰۰۲)، خدمتکاری در منهتن (۲۰۰۲)، گیگلی (۲۰۰۳)، دختر جرسی (۲۰۰۴)، مایل هستید برقصیم؟(۲۰۰۴)، مادرشوهر هیولا (۲۰۰۵)، یک زندگی ناتمام (۲۰۰۵) و نقشه وارونه(۲۰۱۰) ایفای نقش کرده‌است.
آلبومها 
  • On The 6 - ۱۹۹۹
  • J.Lo - ۲۰۰۱
  • J To Tha L-O! The Remixes - ۲۰۰۲
  • This Is Me... Then - ۲۰۰۲
  • Rebirth - ۲۰۰۵
  • Como Ama Una Mujer - ۲۰۰۷
  • Brave - ۲۰۰۷
  • ۲۰۱۱ - Love
  • 2012-The hit
تک آهنگ‌ها 
روی زمین، اگر تو عشق من باشی و احساس خیلی خوبی دارم از تک آهنگهای معروف او هستند.


اشر
  • بازدید : (80)

اشر

زمینه فعالیت بازیگرسینما،خواننده
ملیت پرچم ایالات متحدهآمریکایی
تولد ۱۶ اکتبر۱۹۷۸ ‏(۳۲ سال)
دالاس،تگزاس
سال‌های فعالیت ۱۹۹۰ - اکنون

 آشر در ۱۴ اکتبر سال ۱۹۷۸ در دالاس تگزاس به دنیا آمد. پدر او در زمانی که آشر یک ساله بود او را ترک کرد. او در کودکی به عنوان یکی از اعضای گروه کر کلیسا بود. همچنین آشر معادل هادی در زبان فارسی و عربی میباشد.

 

او شهرتش را در اوایل ۱۹۹۰ و بعد از آن با انتشار آلبوم‌های راه من (۱۹۹۷) و ۸۷۰۱ (۲۰۰۱) به دست آورد. او در ادامه موفق به انتشار آلبوم اعترافات (۲۰۰۴) کرد که بیش از ده میلیون نسخه از آلبوم در آمریکافروش رفت که با فروشی بیش از ۲۰ میلیون نسخه یکی از پر فروش ترین آلبومهای جهان شناخته شده است. تا به امروز ۴۵ میلیون نسخه از آلبوم‌های او در سراسر جهان فروخته شده است و همچنین او برنده هفت جایزه گرمی نیز شده. در سال ۲۰۰۸ در لیست منتشر شده از طرف مجله بیلبورد در مورد ۱۰۰ هنرمند موفق نام او در رتبه ۲۱ قرار داشت. همچنین وی ۱۱ آهنگ نامبر وان در سراسر جهان دارد و تاکنون ۲۳.۵ میلیون نسخه از آلبوم‌های او در آمریکا فروش رفته است که یکی از پر فروش ترین خواننده های امریکا محسوب میشود. در سال ۲۰۱۰ تک آهنگ OMG بیش از ۷ میلیون نسخه به فروش رسید و یکی از موفق ترین تک آهنگ های سال ۲۰۱۰ محسوب میشود.

پیتبول
  • بازدید : (63)

 نام اصلی آرماندو کریستین پرز


نام مستعار پیتبول, مستر ورلد واید, مستر تری او فایو


تولد ۱۵ ژانویهٔ ۱۹۸۱ ‏(۳۰ سال)


اصل/ملیت آمریکا


سبک‌ها هیپ هاپ, لاتین, دنس
فعالیت(ها) خواننده, ترانه سرا


مدت فعالیت ۱۹۹۷ تا کنون


 

آرماندو کریستین پرز (متولد ۱۵ ژانویه ۱۹۸۱، میامی) از خوانندگان هیپ هاپ آمریکایی است.وی کار خوانندگی خود را از سال ۲۰۰۴ به طور رسمی و با بیرون دادن آلبوم میامی آغاز کرد. بیشترین معروفیت وی در سال ۲۰۰۸ و با انتشار آهنگ «من میدونم تو منو میخوای I Know You Want Me» برخوردار شد و از آنجایی که یکی از آهنگ سازان هست برای خوانندگان مختلفی از جمله کوین رادولف, تی-پین, آشر بیت ساخته‌است.

زندگی و کارهای انجام شده

پیت بول در خانواده ی مهاجر کوبایی به دنیا آمد که محیط خانواده او را وادار کرد که اشعار "خوزه ماریت" را فرا بگیرد.اصلیت پیت بول برای کوبا است و از طرفی نیز در میامی در کشور آمریکا متولد شده‌است که این دو ملیتی را می‌توان در پوست سفید و چشمان آبی وی مشاهده کرد.

در دوران جوانی، پدر و و مادر او ازهم جدا شدند و وی بیشتر زندگیه خود را با مادرش گذراند. در ۱۶ سالگی به قاچاق مواد مخدر روی آورد که موجب شد مادرش او را از خانه بیرون بی اندازد و در کانون اصلاح بزرگ شود.پس از آن به حرفه اش که همان خوانندگی بود، تمرکز کرد. در ۲۰۰۴، آلبوم "میامی" را منتشر کرد که آهنگ اول آن «کولو Culo» بود.

این آهنگ توسط لیل جان و برادران دیاز تهیه شده بود که رتبه ی ۳۲ را در آهنگ‌های خوب ورتبه ۱۱ در آهنگ‌های خوب رپ به خودش اختصاص داد.

از معروف ترین آهنگ‌های وی می‌توان به «من میدونم تو منو میخوای I Know You Want Me» , «اونو تعطیل کن Shut It Down» , «دختر برو Go Girl», «سرویس اتاق هتل Hotel Room Service» ,«دیوانه Krazy» و «هی عزیزم Hey Baby» نام برد. پیتبول معمولا با بسیاری از خوانندگان معروف آهنگ خوانده و حتی ریمیکس‌هایی را درست کرده‌است که می‌توان به «دی جی ما را عاشق کن DJ Got Us Fallin' in Love» به همراه آشر , «من اونو دوست دارم I Like It» به همراه انریکه ایگلسیاس و «روی زمین» به همراه جنیفر لوپز نام برد.

پیت بول در سال ۲۰۱۰ آلبومی تمام اسپانیولی با نام «آرماندو Armando» منتشر کرد که به خاطر این آلبوم به عنوان نامزد بهترین آلبوم لاتین قرار گرفت.


دیوید کاپرفیلد

  

دیوید کاپرفیلد در تاریخ 16 سپتامبر 1956 در شهر متاچن واقع در نیوجرسی در آمریکا از پدر و مادر یهودی ‏اهل روسیه متولدگردید.‏او در کودکی از پدر بزرگش شعبده بازی با کارت را آموخت و در سن 12 سالگی رسمآ بعنوان جوانترین شعبده ‏باز در تاریخآمریکا شروع بکار نموده و در 16 سالگی هم آموزش شعبدهبازی را در دانشگاه نیویورک تدریس ‏می نمود.‏دیوید کاپرفیلد شعبده بازیهای قدیمی را به سبک مدرن و جدیدو جالبی عرضه کرد و دنیا به این نمایشها با دید ‏بهتر و ‏هیجان انگیزتری برخورد کردند. او انقلابی بزرگی در دنیای شو ونمایش بوجود آورد.‏
از مهمترین و چشمگیرترین برنامه های او، غیب کردنمجسمه آزادی و عبور از میان دیوار چین و پرواز در ‏هوا بوده و
همچنین تعدادی از تماشاچیان را در جایشان غیب نموده و در جائی دیگر که آنها تصورش را نمیکردند ‏ظاهر نموده است.  ولی وی شخصآ روشی بنام کار درمانی را که در بیش از1100 بیمارستان در بیش از ‏‏30 کشور در مورد معلولین انجام
 داده است و توانسته اعتماد به نفس آنها بالا ببرد، بیشتراحساس رضایت دارد.
دیوید کاپرفیلد جوائز بیشماری دریافت نموده است و همچنین لقب شوالیه از دولت فرانسه و دکترای افتخاری از ‏دانشگاه
فوردهام.‏
همچنین در موزه مادام توسو در لندن که مجسمه مومی اشخاص مشهور را قرار میدهند، مجسمه مومی وی هم
‏اضافه گردیده است و در 4 کشور هم تصویرش را بعنوانیادبود بر روی تمبر چاپ کرده اند.‏
در آمد او فقط در سال 2003 بالغ بر 57 میلیون دلار بوده و ازنظر درآمد در دنیا نفر دهم میباشد.‏
او در بیش از 40 کشور و با تعداد بیش از 3 بیلیون تماشاچی برنامه داشته است.‏
او در سال حدود 550 برنامه دارد، که همه بلیطهایش از قبلپیش فروش شده است.‏

آل پاچینو
  • بازدید : (88)

  نام :آل پاچینو

 
تاریخ تولد:25 آپریل 1940
 
محل تولد: نیویورک
 
اکثر مردم فیلم پدر خوانده را دیده اند و هنر نمایی آل پاچینو را در آن تحسین کرده اند . او یکی از هنرپیشه های بنام آمریکایی است که با بازی در فیلم پدر خوادنده به شهرت جهانی رسید.
وی در 25 آپریل 1940 در نیویورک پسری در یک خانوداده ایتالیایی تبار چشم به جهان گشود که نامش را آلفرد جیمز نهادند. مادرش رز (خانه دار) و پدرش سالواتره (کارمند شرکت بیمه) پاچینوایتالیایی بودند که برای زندگی به نیویورک مهاجرت کردنمد و آلفرد نیز در آنجا متولد شد . متاسفانه آلفرد نتوانست طعم محبت پدر را بچشد ،زیرا در حالی که او 2 سال داشت پدرش از دنیا رفت . در نتیجه آنها برای یافتن خانه ای ارزانتر به همراه مادر ،پدر بزرگ و مادربزرگش به حومه شهرنیویورک نقل مکان کردند. او به بازیگری علاقه داشت و مادرش نیز در این راه او را تشویق می کرد . آلفرد اصلا درس و مدرسه را دوست نداشت و همیشه از مدرسه فرار می کرد . بعد از پدر حامی او مادرش بود اما آلفرد آن قدر به بازیگری علاقه مند بود که در سال 1957 در مدرسه هنرهای زیبایی ثبت نام کرد ،اما از شانس بد او مادرش نیز در سال 1962 وقتی او 22 ساله بود ،بر اثر یک بیماری از دنیا رفت و آلفرد را تنها گذاشت او طبق خواست مادر و علاقه خودش به رشته بازیگری را ادامه داد و در تئاتر معرف برادوی نیویورک مشغول به اجرای نقش های مختلف شد . آلفرد در سال 1969 یعنی 7 سال بعد از مرگ مادرش در فیلم « من ،ناتالی » ایفای نقش کرد و مورد تحسین کارگردانان معروف قرار گرفت . وی در سال 1970 در فیلم «وحشت در نیدل پارک » بازی کردکه بازی در این دو فیلم  وی را چندان راضی وخشنود نکرد تا اینکه در سال 1972 هنگامی « فرانسیس فورد کاپولا» تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدر خوانده گرفت نقش « مایکل کورلئوته » به وی یعنی پاچینوی کبیر واگذار شد.  .بازی بی عیب و نقص او در فیلم همگان را مات و مبهوت ساخت و آغاز خوبی برای آلفرد بود و در این فیلم وی نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد شد که البته به او  نرسید او بعد از این فیلم در فیلم های مترسک و سرپیکو را بازی کرد و روز به روز به موفقیتش افزوده شد.در مترسک نقش آدمی سرگشته که به دنبال هویت  خود بود را بازی کرد و در سرپسکو که یکی دیگر از شاهکارهای او بود ، نقش یک افسر پلیس که فساد مافوق های خود را افشا کرد را بازی کرد  در این فیلم دوباره کاندید جایزه اسکار شد ولی باز هم نصیب او نشد. ولی جایزه گلدن گلاب را به خاطر در خشانش به وی  اهدا کردند.
 
صدای دلگرم و دلنشین وی در بازی کمک فراوانی به آلفرد می کند ،گویی که اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعا بازیگرند
 
آلفرد با دی آنجلو هنرپیشه معروف هالیوود ازدواج کرد و آنها صاحب دو فرزند به نامهای آنتون و الیویا شدند.
 
آلفرد اکنون در حال کارگردانی است. او تا به امروز دو فیلم به نامهای کارآموز و بی خوابی را کارگردانی کرده است وی در کتاب خاطراتش می گوید :
 
«زندگی ام را مدیون مادرم هستم »
 
فیلم شناسی:
 
 ناتالی و من 1969،حشت در نیدل پارک 1969،پدر خوانده 1 1972  کاندید جایزه اسکار، مترسک 1973،  سرپیکو 1973   کاندید جایزه اسکار،  دریافت جایزه گلدن گلاب، پدر خوانده2  1974، بعد از ظهر سگی 1975    کاندید جایزه اسکار،  عدالت برای همه  1979   کاندید جایزه اسکار، دیر فیلد 1979 ، انقلاب 1985، دریای عشق 1989، دیک تریسی 1990، پدر خوانده 3  1990، بوی خوش زن  1992   دریافت جایزه اسکار ، فرانکی و جان 1991، گلن گری گلن راس 1992، راه کارلیتو 1993، وکیل مدافع شیطان 1997 دریافت جایزه گلدن گلاب، دنی براسکو 1997، فیلم خودی 1998، بی خوابی 2002، تاجر ونیزی 2004 بهترین اثر وی بعد از وی بعد از سال 2000

برد پیت
  • بازدید : (61)

 نام :برد پیت

نام اصلی :ویلیام برادلی پیت

تولد ۱۸دسامبر ۱۹۶۳ (۴۸ سال)
 
محل تولد : شاونه ، اوکلاهاما  ، آمریکا
 
زمینه فعالیت: بازیگر، تهیه کننده
 
سال‌های فعالیت: از سال ۱۹۸۷ میلادی تاکنون
 
همسر(ها): جنیفر آنیستون(۲۰۰۰-۲۰۰۵)
 
شریک(های) زندگی: آنجلینا جولی(۲۰۰۵-تاکنون)
 
فرزندان: ۶ فرزند
 
 
 
برد پیت متولد 18 دسامبر 1963 در اوکلاهاما می باشد. برد تحصیلات ابتدایی خود رادر مدرسه"مان" در"اسپرینگ فیلد" گذراند. اولین حضور اجتماعی او مربوط به گروه کلیسای"ساوت هون" بود که در نمایشهای کیسا به نقشهای فرعی بسنده می کرد. اما او هم شانسهای پیاپی برای ستاره شدن بدست آورد. یکی از دوستان هم کلاسی او در مدرسه بازیگری از او خواست که در امتحان هنرپیشگی وی برای یک نقش تلویزیونی او را همراهی کند و نقش مقابلش را بازی کند. در کش و قوس یک سری اتفاقات او به جای دوستش قبول شد و در طی چند ماه بعد او نقش های کوچک گوناگونی را در سریال های مختلف تلوزیونی بازی کرد.
 
در سال 1991 قرار بود ویلیامبالدوین در نقش جی.دی در فیلم"تلما و لوییز" ظاهر شود. اما این نقش را بخاطر درگیر بودن در یک فیلم دیگر نپذیرفت و برد بجای او انتخاب شد تا اولین درخشش خود را در هالیوود شاهد باشد. حضور کوچک اما تحسین برانگیز او در این فیلم به نقش یک جوان جذاب و زیبا تئکه همگان را جلب کرد. ویلیام بالدوین در این مورد می گوید: بزرگترین اشتباه زندگی هنری او رد کردن پیشنهاد بازی در این فیلم بوده و از این بابت سرزنش های زیادی را از طرف برادربزگش (آلک بالدوین) شنیده است و ادامه میدهد که بعد از پی بردن به اشتباهش در صدد گرفتن این نقش برآمده ولی چه فایده که دیگر آن نقش به جوانی خوش چهره داده شده بود.
البته لازم به ذکر است که اولین نقش سینمای بردپیت در فیلم "نیمه تاریک خورشید" در سال 1988 بوده که در نقش یک بیمار پوستی ظاهر شده است. او در این فیلم تا دقیقه 30با داشتن ماسکی بر چهره ظاهر شده و بیننده را منطظر دیدن جهره خود می گذارد و در نهایت قبل از آنکه صبر بیننده لبریز شود ماسک از صورت برداشته و بینندگان با چهره جوان و بسیار جذاب او آشنا می شوند.
در سالهای بعد فیلم"جانی سود" به کارگردانی تام سیسیلیو و"تماس" در کنار الیزابن مک گاون و نیمه انیمیشن "دنیای جالب" اعتبار زیادی را برای او کسب نکرد ولی با درخشش در فیلم "رودخانه به آنطرف می رود به کارگردانی رابرت ردرفورد در نقش یک جوان ماهیگیر و ماجراجو به اوج رسید.
رابرت ردرفورد بعدها می گفت که به خاطر شباهت چهره برد با خود، او را انتخاب کرد ولی با دیدن بسیار عالی او از انتخاب او بسیار رازی و خشنود بوده است.
اما نقش آفرینی برد پیت در فیلم "مصاحبه با خون آشام" برای او بسیار سخت بود و باز ی در نقش یک خون آشام افسرده روی روحیه او اثر منفی گذاشت. فکر خودکشی دایم آزارش می داد و او شیوه ای را که نقشش از این فیلم وارد ضمیر ناخودآگاهش کرده بود را دوست نداشت.
در این فیلم اختلافات عمیقی بین دو هنرپیشه اصلی فیلم وجود داشت. خلق و قوی و رفتار خونسرد و بی تفاوت برد پیت با شیوه قانونمند و وسواسی تام کروز که در تضاد و کشمکش بود و این دو بازیگر همانگونه که در فیبم با هم روبرو می شدند در پشت صحنه نیز با هم اختلاف داشتند. مشکلات دیگر بخاطر رقابت دو بازیگر بود. ضمن اینکه گفته می شود که تام کروز کفشهایی با پاشنه بلند بر پای داشت تا هم قد حریف 183 سانتیمتری خود شود.
مشکل دیگر این فیلم بخاطر انتقلدلت نویسنده فیلم(رایس) بود که از انتخاب بازیگران ناراضی بود و بیان می کرد که انتخاب تام کروز و برد پیت در کنار هم همانند بازی گرفتن از هاک بری فین و تام سایر در مقابل هم است . البته بعد ها خود رایس از فیلم دفاع کرد. بردپیت نیز از مشکلات بوجود آمده در پشت صحنه بسیار ناراحت بود و دایما خود را ملامت می کرد. او اظهار کرد که این مشکلات نتیجه روش اشتباه خود او بوده است. او گفت که به تام کروز احترام می گذارد و بیشتر تنشها هم بخاطر شخصیتهایی بوده که آنها ایفاگر آن بودند.
تام کروز نیز از کار برد پیت تعریف کرده ولی بیان کرده است که دیگر حاضر نیسف با او همبازی شود.
با تمام این مشکلات این فیلم یک موفقیت چشم گیر برای برد پیت بودو بسیاری از منتقدان قدرت فیلم را در بازی بدون نقص برد پیت بیان کردند.
تلاشهای بعدی او، موفقیت برد پیت را به عنوان یک ستاره پول ساز در سینما تثبیت کرد. در سال 1994 برد پیت با بازی در ملودرام "افسانه های خزان"در کنار آنتونی هاپکینز در نقش یک قهرمان رمانتیک با موهای طلایی بلند که علاقه ی زیادی به انجام حرکات خودخواهانه و فداکادانه دارد، به اوج رسید. برد پیت بعد از این فیلم اعلام کرد که در این فیلم آنقدر از آنتونی هاپکینز تجربه کسب کرده است که او را استاد مسلم خود می داند.
او بعد از این فیلم در نقش یک کاراگاه جوان و خونسرد که درگیر پرونده قتلهای زنکیره ای است، در فیلم "هفت" ظاهر شد و با بازی قابل قبول در کنار ستاره ای همچون کوین اسپیسی به محبوبیت خود افزود.
فیلم هفت توانست دوباره توجه همگان را به برد پیت جلب کند و بار دیگر مهارت خود را در بازیگری به اثبات رساند. همچنین این فیلم باعث آشنایی او با بازیگر هم تایش یعنی گووینت پالترو که در آن زمان بازیگر گمنامی بود، شد. آنها که دو سال و نیم با هم رابطه داشتند و همگان آنها را به عنوانیک زوج عالی هالیوودی قلمداد می کردند در سال 1997 درست بعد از گذشتن 7 ماه از نامزدیشان به دلیل نامعلومی از هم جدا شدند.
در همان سال برد  پیت در نقش یک بیمار روانی در تریلر روانشناختی تریگیلیام یعنی فیلم "دوازده میمون" ظاهر شد و جایزه گلدن کلاپ را برای بهترین بازیگر نقش دوم را از آن خود کرد. سپس در فیلم "خوابگردها" در کنار بازیگرانی چون رابرت دنیرو و ئاستین هافمن ظاهر شد و سپس در فیلم "متعلق به شیطان" در کنار هریسون فورد بازی کرد.
برد پیت در سال 1997 به آرژانتین رفت تا در پروژه بلند مدت "هفت سال در تبت" ظاهر شود که بعدا این فیلم با نقدها . اظهارنظرهای عجیبی همراه شد.
فیلم بعدی او "با جوبلک ملاقات کن" با زمانی بیش از 3 ساعم ساخته شد و برد پیت در کنار استاد خود یعنی آنتونی ها پکینز بار دیگر بازی عالی از خود نمایش داد.
برد درسال 1999 پس از یک غیبت کوتاه از هالیوود بار دیگر با کارگردان موفق هالیوود یعنی دیوید فینچر برای بازی در فیلم "باشگاه مشت زنی" همراه شد. این فیلم با بازی برد و همچنین ادوارد نورتون برای خالی کردن عقده های مردان جوان به تصویر کشیده شد و محبوبیتی دیگر برد پیت رقم زد.
برد در سال 2001 در یک کمدی جنایی به نام" قا پزنی" ساخت کشور انگلستان و به کارگردانی ریچی ظاهر شد و بنیسیو دل توره در این فیلم با برد همراه بود.
در همین سال برد پیت در یک کمدی رمانتیک در کنار جولیا رابرتز ظاهر شد که موفق شد در این فیلم با نام "مکزیکی" چهره خوبی از خود به نمایش درآورد. همراهی برد پیت با رابرت ردرفورد در فیلم "جاسوس بازی" از دیگر فیلمهای برد محسوب می شود..
با نام ویلیام برادلی پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونه ،اوکلاهاما ،آمریکا. دانش آموخته رشته روزنامه نگاری با گرایش تبلیغات در دانشگاه میسوری که در سال 1986 کمی بیش از فارغ التحصیلی آن را ترک کرد . آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است. کسب موفقیت در سال 1991 با فیلم تلما و لوئیز نامزد اسکار در سال 1992 برای فیلم کوتاه تماس و همچنین برنده جایزه گلدن گلاب بازیگر نقش دوم برای فیلم دوازده میمون. برد پیت با هفت چهره در نقش های اصلی ،که چهار تای آنها فیلم جنجالی بود،طی چهار سال 92 تا 95 خود را به یک فوق ستاره تبدیل کرد. او پای جیمز دین و دیگر مردان شورشی قیافه می گذارد. اگر دین و مارلون براندو مملو از اضطراب بشری اند، پرسونای استیو مک کوئین و پل نیومن تهی تر به نظر می رسد . تصویر رابرت ردفورد هنوز تهی ظاهر می شود. شخصیتهای پیت هم هم نوعا اصل تهی بودن را می پذیرند  ولی اجازه ورود به مسیر دوران خوش آنها را ندارند. در میان کارهای تلویزیونی ،پیت نقش خود را شناسایی کرد :آشفته ولی جذاب بر روی هر دو جنبه آن کار کرد تا اندازه نقش هایش به سرعت رشد کرد.در هر اجرای کلیدی پیش از رسیدن به اوج هنرپیشگی او وقتش میان ایفای نقش پسرهای خوبی که تلاش می کند تا دنیا را  رشد دهند (مثل روزهای افتخار و Acroos The Tracks ) و پسرهای بدی که تلاش می کند تا انتقام بگیرند  (شاه جاده  و بسیار جوان برای مردن ) تقسیم می کند در تلما و لوئیز شخصیت دی جی که درهای اوج هنرپیشگی را برای پیت گشود متعلق به گروه دوم است. ولی قالب دوران حرفه اش در مقام بازیگر نقش اول نشان می دهد که در دهه 1990 خطوط جدا کننده عادی مرد جوان مبارز ،شورشی،جنایتکار ،روانی و قربانی به سختی آشکار می شوند . نه تنها پیت هر چهار نقش را در لحظات متفاوتی بازی می کند،او معمولا عوامل را در یک جا با یکدیگر ترکیب می کند. پیت با موفقیت فیلم های پر هزینه و موفق به  لحاظ  فروش چون تلما و لوئیز ،رودی از میانش می گذرد، مصاحبه با خون آشام ،افسانه های پاییزی به راهش ادامه می دهد. شخصیت او در جریان مخالف با ویژه گی های حذف شده حرکت می کند ،فردی مخالف باورهای مردم و متوجه خانواده،آزرده ولی ویرانگر ،متزلزل ولی شجاع . انتخاب پروژه های پیت پرسونای کلی اش را از میان خطوط مشابه شکل داده است. برای هر شخصیت اصلی دو گانه دو نقش دوم آرام جستن و خشن و جود دارد. شخصیتهای دومی که ایفای آن برای نخستین نامزدی اسکار را به همراه آورد جفری گویینز در دوازده میمون بود. این نقش پیت را به صورت مرد جوان عصبانی نسلش در بر می گیرد. پیت با ایفای چندین نقش اصلی غیر عادی نشان داد که به هنر و تجارت به یک انداره علاقه دارد.
 
براد پیت آشکارا نقطه انفجار طرز فکرهای اجتماعی ،مغایرت ها مردانگی شده است. وفاداری گسترده او به هنرش نشان داده است که تا مدتهای زیادی بر روی پرده سینما مرکز چنین مغایرتهایی خواهد بود.
 
همسر سابق وی جنیفر آنیستون بود که چندی پیش از هم جدا شدند . از آخرین کار های او دوازده یا اوشن ،تروی و آقا و خانم اسمیت می باشد که آخرین جنجالی زیاد ایجاد کرد شایعه ازدواج او با آنجلینا جولی . داستان فیلم از این قرار است که خانم و آقای اسمیت زن و شوهر هستند و هر دو قاتل حرفه ای که هردو از این موضوع بی خبر هستند و در ماموریتی ،مامور به قتل یکدیگر می شوند...
فیلم خانم واقای اسمیت باعث ازدواج برد و انجلی شد.

سال عنوان نقش توضیحات بیشتر
۱۹۸۷ کمتر از صفر
۱۹۸۷ - ۱۹۸۸ دالاس چهار قسمت
۱۹۸۹ خوشحال با یکدیگر برایان
۱۹۸۹ طبقه برنده
۱۹۹۰ جوان هم می‌میرد بیلی کانتون
۱۹۹۱ تمام مسیرها جو مالونی
۱۹۹۱ تلما و لوئیز جِی. دی.
۱۹۹۱ جانی جیرپوش جانی جیرپوش
۱۹۹۲ کول ورلد فرانک هریس
۱۹۹۲ رودخانه‌ای که از میان آن می‌گذرد پائول مکلین
۱۹۹۳ کالیفرنیا اِرلی گِرِیس
۱۹۹۳ عشق حقیقی فِلوید
۱۹۹۴ علاقه اِلیوت فالر
۱۹۹۴ مصاحبه با خون آشام لوئیس دِپونته دو لاک برنده جایزه فیلم MTV برای بهترین بازیگر مرد - بهترین عملکرد
نامزد جایزه زحل برای بهترین نقش اول مرد
۱۹۹۴ افسانه‌های خزان تِریستان لادلُو
۱۹۹۵ هفت دیوید میلز
۱۹۹۶ دوازده میمون جِفری گُوینز
۱۹۹۶ خواب روها مایکل سولیوان
۱۹۹۷ متعلق به شیطان فرانسیس «فرانک» اِشتاین/روری دِونی
۱۹۹۷ هفت سال در تبّت هنریک هارِر
۱۹۹۷ طرف تاریک خورشید ریک
۱۹۹۸ با جو بلک آشنا شوید جو بلک/مرد در کافی شاپ
۱۹۹۹ باشگاه مبارزه تایلر داردِن
۱۹۹۹ جان مالکوویچ بودن خودش
۲۰۰۰ آدم ربایی میکی اُنیل
۲۰۰۱ مکزیکی جری وِلباخ
۲۰۰۱ جاسوس بازی تام بیشاپ
۲۰۰۱ یازده یار اوشن راستی رایان
۲۰۰۱ مجموعه تلویزیونی دوستان ویل کلبرت قسمت: "یک شایعه"
نامزد جایزه امی برای بازیگر برجسته مهمان در یک سریال کمدی
۲۰۰۳ سندباد: افسانه هفت دریا سندباد گوینده
۲۰۰۴ اَبیِ خواننده برد پیت (خودش) نقش فرئی
۲۰۰۴ تروآ آشیل نامزد جایزه فیلم MTV برای بهترین مبارزه مشترک با اریک بانا
نامزد جایزه فیلم MTV برای بهترین عملکرد - مرد
۲۰۰۵ دوازده یار اوشن راستی رایان
۲۰۰۶ آقا و خانم اسمیت جان اسمیت جایزه فیلم MTV برای بهترین مبارزه مشترک با آنجلینا جولی
نامزد جایزه فیلم MTV برای بهترین بوسه مشترک با آنجلینا جولی
۲۰۰۶ بابل ریچارد جایزه Gotham برای بهترین گروه بازیگران
جایزه جشنواره بین المللی فیلم پالم اسپرینگز برای بهترین گروه بازیگران
جایزه انجمن منتقدان فیلم سن دیگو برای بهترین گروه بازیگران
نامزد جایزه انجمن منتقدان فیلم شیکاگو برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
نامزد جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل - تصویر حرکت
نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - تصویر حرکت
۲۰۰۷ بزرگ دل
۲۰۰۷ سیزده یار اوشن راستی رایان
۲۰۰۷ ترور جسی جیمز به وسیله رابرت فورد بزدل جسی جیمز برنده جام Volpi جشنواره فیلم ونیز برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
۲۰۰۷ شانتارم تهیه کننده
۲۰۰۷ کیفیت بازی بازیگر و تهیه کننده
۲۰۰۸ پس از خواندن بسوزان چد نامزد جایزه بافتا برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
نامزد دریافت جایزه، انجمن منتقدان فیلم دیترویت برای بهترین بازیگر
نامزد دریافت جایزه انجمن منتقدان فیلم هوستون برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
۲۰۰۸ شانه‌های اطلس
۲۰۰۸ چاد اشم
۲۰۰۸ سرگذشت غریب بنجامین باتن بنجامین باتن نامزد دریافت جایزه، آکادمی آواردز برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه بافتا برای بهترین بازیگر نقش اول مرد در نقش اصلی
نامزد جایزه انجمن منتقدان فیلم آمریکا برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه انجمن منتقدان فیلم آمریکا برای بهترین بازیگر
نامزد جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر نقش اول مرد - درام حرکت تصویر
نامزد نامزد جایزه انجمن منتقدان فیلم هوستون برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه زحل برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه انجمن صنفی بازیگران برای عملکرد برجسته یک بازیگر در سینما
نامزد جایزه انجمن Screen Actors برای عملکرد برجسته توسط یک بازیگر مرد در نقش اصلی
۲۰۰۹ حرامزاده‌های لعنتی سرهنگ آلدو راین انجمن منتقدان فیلم آمریکا برای بهترین بازیگر
جایزه انجمن منتقدان فیلم محفل ققنوس برای بهترین بازیگر
جایزه انجمن منتقدان فیلم سن دیگو برای بهترین بازیگر
جایزه انجمن صنفی بازیگران برای عملکرد برجسته بازیگر در تصویر حرکت
نامزد- دریافت جایزه، انجمن منتقدان فیلم دیترویت برای بهترین بازیگر
نامزد- جایزه MTV برای بهترین اجرای شخصیت
۲۰۱۰ ابرذهن (انیمیشن) مترو من گوینده
۲۰۱۱ درخت زندگی آقای اُبرین جایزه انجمن ملی منتقدان فیلم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم شیکاگو برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
نامزد -جایزه انجمن مرکزی منتقدان فیلم اوهایو برای بازیگر نقش اول مرد سال
۲۰۱۱ Money Ball بیلی بین جایزه انجمن منتقدان فیلم بوستون برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه بهترین بازیگر نقش اول مردانجمن ملی منتقدان فیلم
جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه بین المللی AACTA برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه بافتا برای بهترین بازیگر نقش اول مرد در نقش اصلی
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان اوهایو, برای بازیگر نقش اول مرد سال
نامزد - جایزه انجمن دالاس، فورت ورث, برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم دیترویت برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر نقش اول مرد - درام حرکت تصویر
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم هوستون برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم محفل ققنوس برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم سن دیگو برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه ماهواره‌ای برای بهترین بازیگر نقش اول مرد - درام حرکت تصویر
نامزد - جایزه انجمن بازیگران برای عملکرد برجسته توسط یک بازیگر مرد در نقش اصلی
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم دروازه سنت لوئیس برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن فیلم منتقدان منطقه واشنگتن دی سی برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
۲۰۱۲ تجارت کوگان جک کوگان در حال فیلمبرداری
۲۰۱۲ جنگ جهانی زد Gerry Lane در حال فیلمبرداری

 


راک
  • بازدید : (71)

 بيوگرافي راك:

 
نام اصلي:دوین جانسون
 
لقب: د راک
 
تاريخ تولد:2مي1972(34ساله)
 
محل تولد:کالیفرنیا , آمریکا
 
حرفه : بازیگری / کشتی گیری
 
وضعيت:متهل
 
همسر:دنی گارسیا جانسون
 
قد:196سانتی متر
 
وزن:127کیلوگرم
-----------------

دوین جانسون که بیشتر او را با نام دوران حرفه ای اش در WWE , یعنی " د راک " و یا " دوین " د راک " جانسون میشناسیم در 2 می سال در یک خانواده ی ورزشکار ( کشتی گیر )1972 به دنیا آمد .
راک یک بازیگر حرفه ای هالیوودی و کشتی گیر بازنشسته شده آمریکایی میباشد . جانسون فعالیت ورزشی خود را در تیم فوتبال ( آمریکایی ) دانشگاه خود شروع کرد و در سال 1991 عضوی از تیم اصلی دانشگاه خود ( دانشگاه میامی آمریکا ) شد . بعد از مدتی , به تیم فوتبال ( آمریکایی ) کالجری استمپدرز کانادا پیوست ولی نتوانست در این تیم موفق باشد و بعد از 2 ماه از این تیم اخراج شد و این امر باعث شد تا راک همانند پدر و پدربزرگ مادری اش وارد عرصه ی کشتی شود . 

او به یکی از بزرگ ترین کمپانی های کشتی در جهان یعنی WWE ( کشتی جهانی سرگرمی ) که در ابتدا WWF ( فدراسیون جهانی کشتی ) نام داشت پیوست و به عنوان اولـین کشتی گیری که در نسل سوم خانواده اش کشتی میگیرد شهرت یافت . او ابتدا نام " راکی مایویا " که ترکیبی از نام پدرش ( راکی جانسون ) و نام پدربزرگش ( پیتر مایویا ) میباشد را به عنوان نام ورودی اش در WWF برگذید و بعد ها نام " د راک " را انتخاب کرد . د راک به سرعت در این کمپانی پیشرفت کرد و حضور در گروه " نِیشِن آو دامِنِیشِن " ( که افرادی چون مارک هنری , گاد فادر , اوون هارت , کلارنس میسن , احمِد جانسون و ... در آن حضور داشتند ) نقش او را در WWF مهم تر کرد .

بعد از گذشت 2 سال از حضورش در کمپانی توانست کمربند اصلی یعنی WWF Champion را تصاحب کند که یک آمار فوق العاده از او محسوب میشود . علاوه بر توانایی بالای او در کشتی گرفتن , به خاطر مصاحبه هایی که در بک استیج انجام میداد به شخصیت محبوب و دوست داشتنی در نزد هواداران WWF تیدیل شد . دوین جانسون در سال 2001 بازیگری را با ایفای نقش در فیلم " The Scorpion King " آغاز کرد و بازی خوب ( به عنوان اولین فیلمش ) او در این فیلم موجب شد تا بعد ها از کشتی گیری کناره گیری کند و تمام حواسش را به فیلم هایش متمرکز کند . 

راک در دوران حرفه ای اش در رشته ی کشتی توانست عناوین مختلفی کسب کند که از مهمترین های آن میتوان به 9 بار قهرمان جهان - 7 بار قهرمان دبلیو دبلیو ای - 2 بار قهرمان دابلیو سی دابلیو - کسب عنوانین اینترکانتیننتال چمپین و تگ تیم چمپین و پیروزی در رویال رامبل مچ سال 2000 اشاره کرد . 
راک به غیر از موفقیت های گوناگون در عرصه ی کشتی , در بازیگری هم به یک هنرپیشه ی توانا تبدیل شده است و در اکثر فیلم ها به عنوان نقش اول حضور داشته است ( و دارد . ) او برای بازی در اولین فیلمش " The Scorpion King " مبلغ 5.5 میلیون دلار را دریافت کرده است که یک رکورد برای درآمد یک هنرپیشه در اولین فیلمش محصوب میشود . راک در فیلم های بزرگ دیگری مانند , د راندون - واکینگ تال - نقشه ی بازی - ریس تو ویچ مونتاین و ... حضور داشته است . 
 
 
اوایل زنــدگی راک :


دوین جانسون پسر " اتا جانسون " یا همان " نی مایویا " دختر " پیتر مایویا " ( مادر راک ) و کشتی گیر حرفه ای " راکی جانسون " ( پدر راک ) میباشد . او در هایـوارد , ایالت کالیـفرنیای آمریکا به دنیا آمد . او در خانـواده ای کشتی گیر بزرگ شد به طوری که پدر بزرگ مادری اش ( پیتر مایویا ) یک کشتی گیر نیمه حرفه ای بود . همسر پیتر هم یک کشتی گیر آماتور بود و بعد از مرگ شوهرش در سال های 1982 تا 1988 باشگاه " Polynesian Pacific Pro Wrestling " را اداره میکرد و علاوه بر آن جزء کشتی گیران زن این باشگاه که سابقه ی قهرمانی زنان را نیز دارد , بود . 

دوین جانسون نژاد کانادایی را از پدرش که یکی از بنیان گذاران " Black Nova Scotian " ( آمریکایی های سیاه پوست آفریقایی تبار که برده ی آمریکایی ها بودند و ... ) به ارث برده است و همچنین از طرف خانواده ی مادرش جزء وارثان ساموان میباشد . او مدت کوتاهی را در اوکلند , نیوزیلند با خانواده ی مادری اش زندگی کرده است . دوین پیش از بازگشت خانواده اش به آمریکا در مدرسه ی " ریچمُند رُد پریمری " نیوزیلند تحصیل کرد . و کلاس 10 در مقطع دبیرستان را در مدرسه ی " ویلیام مک کینلی " در شهر هنالولوی هاوایی گذراند .

سال بعد به خاطر وضعیت شغلی پدرش به شهر " بِدلِهِم " واقع در پنسیلوانینقل مکان کردند . دوین فوتبال ( آمریکایی ) را در مدرسه ی " بدلهم فریدوم " آغاز کرد و علاوه بر آن در تیم کشتی مدرسه حضور داشت . جانسون بورسیه ی تحصیلی از چندین دانشگاه دریافت کرد و از بین آن ها دانشگاه میامی انتخاب کرد . تیم فوتبال دانشگاه میامی بازی جانسون را قبول نداشتند , دیون مجبور شد تا به عنوان یک نو آموز دوره ی آموزشی را آغاز کند . 

بعد از مدتی او در نقش یک بازیکن دفاعی و تکل کننده به تیم دانشگاه راه یافت . در سال 1991 عضو تیم " میامی هاریکینز " شد ولی به خاطر مصدومیتش تبدیل به یک بازیکن نیمکت نشین شد و مربی تیم او را با ستاره ی NFL یعنی وارن اسنپ جایگذین کرد .

او همسر آینده خود دنی گارسیا که همزمان با خودش وارد دانشگاه میامی شده بود را ملاقات کرد و ..
مربيان او:

Rocky Johnson

Pat Patterson

تاريخ ورود به كشتي كچ:1995

لقبهاي ديگر:

Flex Cavanah (USWA)
Rocky Miavia(WWF)
The People's Champ
The Great One
The Scorpion King (Hollywood


حركتهاي پاياني:

Rock Bottom
Sharpshooter


حركتهاي مورد علاقه كه زياد استفاده ميكنه:

Spine Buster
The People's Elbow
Samoan Drop
DDT


دشمنان:

Owen Hart
Steve Austin
Triple H
Mick Foley
The Big Show
Vince McMahon
Kurt Angle
Chris Benoit
Booker T
Chris Jericho
Test
Undertaker
Hulk Hogan
Brock Lesnar
The Hurricane
Bill Goldberg
Evolution


افتخارات:

او يك بار به همراه يارش يعنيBret Sawyerتوانست كمربندUSWA Tag Team Titles رو بگيره.

او همچنين 1 بار كمربندWWF Intercontinental Titleرو داشته.

او يك بار كمربندWWF Federation Titleو كمربندWWF Tag Team Titleرو داشته.

او يك بار نفر اول مسابقه رويال رامبل شده.

او همچنين يك بار كمربندWCW Heavyweight Titleرو داشته.

ری میستریو
  • بازدید : (93)

 

ری میستریو
نام واقعی:اسکارگوتیئرز
زادروز: ۱۲ دسامبر۱۹۷۴آمریکا
ملیت: ایالات متحده آمریکا
پیشه: کشتی کج
قد:۱۶۸ سانتی‌متر
وزن:۷۹ کیلوگرم

 

 اسکارگوتیئرز' (به اسپانیاییÓscar Gutiérrezکشتی کج کار حرفه‌ای است که بیشتر با لقبش ری می‌ستریو شناخته می‌شود. درحال حاضر با کمپانی دبلیودبلیوای قرارداد بسته و در برند راو به اجرای نمایش می‌پردازد. ری می‌ستریو تمرینات خود را زیر نظر عمویش باتیستا که او نیز کشتی کج کار بود در مکزیک آغاز کرد. تمرکز اصلی او در کشتی کج روی فنون پروازی (high flying) قرار گرفته‌است. [۱]

او کشتی کج حرفه‌ای را در چند لیگ سطح پایین و سپس مکزیک و ژاپن در سال 1989 شروع کرد. در این مدت او توانست عنوان‌های سبک وزن HHW، عنوان اصلی لیگ MNW (مکزیک)، عنوان تگ تیم WWA، سبک وزن WWA سه بار، عنوان اصلی بیگ MNT (مکزیک) را از آن خود کند. سپس به لیگ ECW رفت و بعد از فعالیت در آن جا سرانجام در سال 1996 به یکی از دو لیگ بزرگ در آن زمان یعنی WCW راه پیدا کرد. در ابتدای کارش در 16 ژوئن اولین حضورش را در گریت بش انجام داد و در مقابل دین مالنکو شکست خورد و نتوانست عنوان سبک وزن را از آن خود کند. ولی در 8 ژوئیه با شکست دین مالنکو در ماندی نایترو توانست برای اولین بار در WCW عنوان سبک وزن را از آن خود کند. 27 اکتبر دین مالنکو با شکست ری مستریو عنوان را پس گرفت. 28 مارس 1999 در ماندی نایترو ری مستریو به همراه بیلی کید من با شکست کریس بنوا و دین مالنکو توانستند که عنوان تگ تیم را به دست بگیرند و در 9 مه به پری ساترن و ریون باختند. 18 اکتبر در ماندی نایترو ری مستریو به همراه کنان بار دیگر عنوان تگ تیم رو به دست آورد و در 24 اکتبر به بوکر تی و استیوی باختند. 14 اوت 2000 ری مستریو این بار به همراه یوونتود در ماندی نایترو با شکست ومپایرو و گریت موتا بار دیگر عنوان تگ تیم را به دست آورد. 26 مارس 2001 هم ری مستریو به همراه بیلی کید من با شکست کید رومئو و اسکیپر عنوان تگ تیم سبک وزن رو به دست آورد. بعد از منحل شدن WCW ری مستریو به WWF و به اسمکداون آمد. 10 اکتبر 2002 اولین قهرمانی ری مستریو در WWE بود. او به همراه اج با شکست براک لزنر و تجیری قهرمان تگ تیم اسمکداون شد. ولی در نو مرسی 2002 آهن ها را از بنوا و انگل باختند. ولی در 7 نوامبر توانستند انتقام بگیرن و بار دیگر قهرمانی را بردند. ولی باز هم در سوروایور سریز 2002 در یک مسابقه ی سه تیمه در مقابل ادی و چاوو, انگل و بنوا عنوان رو به گررو ها باختند. 5 ژوئن 2003 ری مستریو با شکست مت هاردی توانست عنوان سبک وزن را ببرد. ولی مدتی بعد سپتامبر تجیری عنوان رو از ری مستریو برد. در اولین مسابقه ی WWE در سال 2004 در 1 ژانویه ری مستریو با شکست تجیری بار دیگر قهرمان سبک وزن شد. در نو وی اوت تاریخ 15 فوریه 2004 چاوو گررو با کمک پدرش توانست قهرمانی را از ری مستریو بگیرد در اصل اختلاف آن ها سر ادی بود، چاوو با ادی بد بود و ادی رو زده بود، ری هم عصبانی شد و چاوو رو زد و درگیری به نو وی اوت رسید . ری همیشه ادی رو دوست داشت. در رستل منیا 20 تاریخ 14 مارس ری مستریو با شکست چاوو بار دیگر قهرمان سبک وزن شد. در 29 مارس در اسمکداون اسایک دادلی با کمک دادلی ها قهرمانی را از ری مستریو گرفت. تاریخ 9 دسامبر 2004 ری مستریو و راب ون دم با شکست تجیری و دوپره توانستند قهرمان تگ تیم بشوند. ولی در 13 ژانویه برادران باشام با شکست ری مستریو و راب ون دم در یک مسابقه ی چهار تیمه که ادی و بوکر تی و لوترو مارک جیندراک هم بودند قهرمانی را از ری مستریو و راب ون دم گرفتند. ولی در نو وی اوت ادی و ری مستریو با هم تگ تیم شدند و توانستند قهرمانی را ببرند. ولی در کارلیتو کابانا تاریخ 14 اوریل ری مستریو که مهمان کارلیتو بود MNM آمدند و ری مستریو را زدند. ولی ادی به کمک ری مستریو نیامده بود و از ری مستریو عذر خواهی کرد و گفت که من در استادیوم نبودم. یه سری مشکلاتی هم این وسط پیش آمد که کمی بین ری مستریو و ادی اختلاف پیش آمد. سر انجام MNM با تقلب ملینا و شکست ری و ادی در اسمکداون تاریخ تاریخ 21 آوریل قهرمانی را از آهن ها گرفتند. بعد از بازی ادی آمد و ری مستریو را کتک زد چون ری مستریو پین فال شده بود. ولی آن ها هفته ی بعد خواستند که دوباره قهرمانی را ببرند. ولی باز هم ملینا تقلب کرد و آن ها دوباره باختند. باز هم ری مستریو از ادی کتک خورد و سرانجام اختلاف های ادی و ری مستریو آغاز شد و تا ماه ها ادامه داشت. در رسلمنیا 21 ری مستریو توانست ادی را ببرد. سپس ادی بی خیال ری مستریو شد . با این حال وقتی ادی مرد، ری مستریو کسی بود که از همه بیشتر برای او اشک ریخت. هنوز هم ری با بازو بند یا تی شرت ادی می‌آمد و حتی پیش آمد که چند بار برای ورود ری مستریو آهنگ ادی رو زدن یا ادی برای پیروز از فراگ اسپلش ادی استفاده کرد و یا ادای ادی را در می‌آورد. در رویال رامبل سال 2006 ری مستریو به عنوان نفر دوم وارد شد و توانست مسابقه را ببرد و تا حال بیشترین رکورد را بزند و بتواند یک قهرمانی رو برای رسلمنیا 22 انتخاب کند. ری مستریو حتی پیروزی خودش را هم به ادی تقدیم کرد. ولی هفته‌ی بعد رندی اورتن که نفر 30 وارد شده بود و آخرین نفر توسط ری مستریو بیرون افتاد آمد و در مورد ادی حرف زد و ادی رو مسخره کرد. ری مستریو هم عصبانی شد و او را زد. سرانجام کار ان ها به نو وی اوت کشید و قرار شد برنده بازی قهرمانی رسل منیا را ببرد. در آن بازی رندی هم با تقلب توانست کار ری مستریو را تمام کند.
 
 
 
زندگی نامه
بزرگترین افتخار او هم گرفتن کمربند سنگین وزن جهان در سال ۲۰۰۶ از کرت انگل بود. سپس در رسلمنیا 22 ری مستریو توانست قهرمان جدید کمربند سنگین وزن جهان شود. در جاجمنت دی هم JBL را با فاروغ اسپلش حركت نهایی ادی بازی را برد. ری در ECW هم با سابو بازی كرد كه آن بازی ناتمام باقی ماند. ری در رسلمنیا 25 مسابقه ای با جی بی ال داشت که ری مستریو در آن مسابقه موفق به شکست او و قهرمان جدید کمربند بین قاره ای شد. بعد از مدتی استوری لاین با سی ام پانك داشت و در چند نمایش های هفتگی و پی پر ویو با هم بازی كردند كه نهایتا" برنده اصلی ری مستریو بود و تراشیدن مو های سی ام پانك. سپس در پی پر ویو فیتال فور وی توانست قهرمان جدید کمربند سنگین وزن جهان شود که پس از مدتی سر کمربند از کین شکست خورد. در مدتی بعد ری استوری لاین خود را با کودی رودز آغز کرد که دلیل آن مصدویت رودز توسط مستریو بود که بعد از چند روز کودی موفق به شکست ری در پی پر ویو رسلمنیا 27 شد اما بعد ها در پی پر ویو اکستریم رولز 2011 ری مستریو تلافی کرد و توانست او را شکست دهد. در حال حاضر او در برند راء فعالیت می‌کند و با آرتروث و آلبرتو دلریو رابطه ی خوبی ندارد در پی پر ویو مانی این د بنک جان سینا کمربندش را از سی ام پانک و به همراه او از کمپانی خداحافظی کردند اما در 18 ژوئیه در در راء رئیس جدید کمپانی تریپل اچ شد و سینا را برگرداند و کمربند WWE قهرمانی نداشت سپس تورنمتی گذاشتند که برندگان به فینا راه پیدا خواهند کرد که در فینال ای مسابقات ری مستریو و د میز افتاندند که در هفته‌ی بعد باید بر سر کمربند WWE مسابقه می‌دادند در هفته‌ی بعد از راء یعنی 25 ژوئیه 2011 سالگرد حضور ری مستریو به مدت 9 سال در WWE بود که در آن شب توانست میز را شکست دهد و برای اولین بار قهرمان کمربند WWE شود, اما هنوز یک روز نگذشته تریپل اچ مسابقه‌ای بین ری مستریو و جان سینا سر کمربند در همان شب برگزار کرد این دو بعد از 8 سال با هم مسابقه دادند اما چون ری کمی خسته بود از سینا باخت و کمربندش را در کمتر از 2 ساعت از دست داد باید دید که آیا این دو دوست صمیمی یک ریمچ بر سر کمربند مسابقه خواهند داد یا استوری لاین ری با سوپراستاران دیگر خواهد بود, در حال حاضر ری مستریو در کل 3 بار قهرمان جهان شده است بعد از چند هفته که دلریو با کش کردن مانی این د بنک خود قهرمان جدید کمربند WWE شد در راء با ری سر این کمربند مسابقه داد اما ری این شانس را از دست داد بعد از این مسابقه دلریو کراس آرم بریکر را برای چند دقیقه روی او اجرا کرد و به همین دلیل فعلآ" در حال حاضر ری مصدوم است و حدودا" به مدت 6 یا 8 ماه طول می‌کشد و به احتمال زیاد در پی پر ویو رسلمنیا 28 بر خواهد گشت. خبرها از این قرار است که وی دو عمل جراحی بر روی یکی از پاهای خود انجام داده است و در حال حاضر دوران استراحت بعد از عمل را پشت سر می‌گذارد. وی در مصاحبه‌ای با یکی از خبرنگاران گفت که نگران من نباشید من به زودی بر خواهم گشت. از وی درباره‌ی تاریخ برگشتش به WWE پرسیده شد که وی در پاسخ گفت خودم هم نمی‌دانم ولی هوادرانم را بیش از این منتظر نخواهم گذاشت و سعی می‌کنم که در رسلمنیا 28 برگردم. اما متاسفانه وی در رسلمنیا28 هم باز نگشت یه تازگی سایت wweدر سایت خود گفته که قرار است به ژاپن برود و ری میستریو برای تبلیغ به آن جا خواهد رفت. ری که تقریبا یک سال توسط البرتودلریو مصدوم بود اکنون به رینگ باز گشته است.
فن‌های مخصوص
Super Huracanrana
619
The Nutcracker Suite
Springboard Diving Headbutt Drop
Apron-Dive Bulldog Lariat
Apron-Dive Huracanrana
Armbar Stretch Hold
Asai Moonsault
Baseball Slide Headscissors Takeover
Bombs Away
Bronco Buster
Bulldog out of Bodyscissors
Catapult Somersault Huracanrana Suicida
Sitdown Gutwrench Powerbomb
Dropping the Dime (Springboard Leg Drop)
Hammerlock Stretch Hold
Missile Dropkick
The Misterio Express
Split-Legged Moonsault Splash
Tilt-a-Whirl Headscissors Takeove
افتخارات
WWE Champion
World Heavyweight Champion
Royal Rumble Winner 2006
Cruiserweight Champion
WWE Tag Team Champion
WCW Tag Team Champion
WCW Cruiserweight Tag Team Champion
Intercontinental Champion

 


ليست صفحات
تعداد صفحات : 22